تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 13

مساهمون:

صمقدمه ١٣
( 1 ) حضرت على عليه السلام آغاز مىشود . پس از آن زنان انصار را بر طبق قبائل آنان آورده است . جلد نهم كه شامل فهرست آيات قرآنى و احاديث نبوى و قافيه‌هاى اشعار و اعلام شخصى و مكانى است و سه مجلد است كه در سالهاى 1920 و 1928 و 1940 ميلادى منتشر شده است . بدين گونه مىبينيد كه عامل زمان و مكان محور اصلى طرح موضوعات در طبقات است ، نام و شرح حال پاره‌يى از بزرگان مهاجر و انصار ممكن است چند بار آمده باشد ، آن چنان كه شرح حال امير المؤمنين على عليه السلام در فتوا دهندگان روزگار پيامبر ( ص ) و در شركت كنندگان در جنگ بدر و اصحابى كه به كوفه آمده‌اند ، بررسى شده است . ابن سعد در اين موارد يك جا به تفصيل بحث كرده و در جاى ديگر به آنجا ارجاع داده است .

بازتاب طبقات محمد بن سعد در كتابهاى ديگر

كتاب پر محتواى طبقات اندكى پس از فراهم آمدن و از نيمه دوم سدهء سوم هجرى مورد استفاده مؤلفان ديگر قرار گرفته است و بايد اين نكته را در نظر داشت كه بسيارى از نويسندگان به شيوه متداول آن روزگار ، منابع و مآخذ خود را نام نمىبرده‌اند ، در پاره‌يى از دانشهاى اسلامى همچون فقه و حديث و تفسير و رجال و جرح و تعديل از منبع خود نام مىبرده‌اند ولى در امور اخلاقى و سنن و سيره و مغازى و تاريخ به اين موضوع كمتر توجه داشته‌اند . در دانشنامهء ايران و اسلام و در مقدمه دكتر احسان عباس بر جلد اول طبقات چاپ بيروت ، نام تنى چند از مؤلفان بزرگ كه در كتابهاى خود از طبقات بهره برده‌اند آمده است [ 1 ] كه از جمله ايشان بلاذرى ، طبرى ، ابن عبد البرّ ، ذهبى و ابن حجر را نام برده‌اند . پاره‌يى از نويسندگان و فراهم آوردگان كتابها ، خود به بهره‌گيرى فراوان از طبقات تصريح كرده‌اند ، ابن سيد الناس در پايان كتاب عيون الاثر به استفاده خود از طبقات اقرار كرده است . [ 2 ] ابن تعزى بردى در كتاب النجوم الزاهرة فى ملوك مصر و القاهره كه كتابى ارزشمند و در شانزده جلد است ضمن وقايع سال 230 هجرى چنين مىگويد : « و در اين سال امام ابو عبد اللّه محمد بن سعد وابسته بنى هاشم و كاتب واقدى در گذشته است ، او مولف كتاب طبقات . . . و دانشمندى دانا و گرانمايه و داراى كتابهاى پسنديده است . كتابى بزرگ در طبقات اصحاب و تابعان و دانشمندان تا روزگار خود فراهم آورده است و بايد بگويم كه در اين كتاب النجوم الزاهرة از آن كتاب مطالب بسيارى آورده‌ايم ، خداى متعال رحمتش فرمايد كه گروهى بيرون از شمار مطالب او را روايت كرده‌اند و بيشتر حافظان حديث به جز يحيى بن معين او را ثقه و مورد اعتماد
هامش
[ 1 ] . دانشنامه ايران و اسلام ، ترجمه مقالهFuck، ص 629 . [ 2 ] . ابن سيد الناس ، عيون الاثر ، ج 2 ، بيروت ، بدون تاريخ ، ص 344 .