تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
( 1 ) و هنوز در كوچه هم منتظر بودند ، غذايى به اندازهء كف دستى آورد و رسول خدا آن را در ظرف ريخت و دعاهايى فرمود و خطاب به مردم گفت : بياييد يكى يكى بخوريد و هر كس سير شد برخيزيد كه دوستش بنشيند . گويد ، مردى بر مىخاست و ديگرى مىنشست و به اين ترتيب همهء اهل خانه و حجره و كوچه آمدند و خوردند و سير شدند و غذاى ظرف به حال خود باقى بود و پيامبر فرمود : خودتان بخوريد و به همسايگان بدهيد . [ 1 ] هشام بن قاسم [ 2 ] از سليمان ، از ثابت نقل مىكند كه مىگفته است * به انس گفتم : اى ابو حمزه چيزى از معجزات و خوارق عاداتى كه از رسول خدا ديده باشى براى ما نقل كن و لطفا از ديگران نقل مكن مگر خودت ديده باشى . گفت : روزى پيامبر ( ص ) نماز ظهر را گزارد و سپس رفت بر سكويى نشست كه معمولا جبرئيل آن جا بر آن حضرت نازل مىشد ، بلال آمد و براى نماز عصر اذان گفت ، هر كسى در مدينه خانه داشت براى تجديد وضو و قضاى حاجت بيرون رفت و گروهى از مهاجران كه خانه نداشتند ، همان جا نشسته بودند ، كاسهء دهانه گشادى كه در آن آب بود براى پيامبر آوردند ، در عين حال كاسه چندان كوچك بود كه تمام كف دست رسول خدا در آن جا نمىگرفت . پيامبر ( ص ) چهار انگشت خود را در كاسه نهاد و فرمود بياييد وضو بگيريد . دست آن حضرت همچنان در كاسه بود و همگى از همان آب اندك وضو گرفتند . گويد ، گفتم : اى ابو حمزه چند نفر بودند ؟ گفت : بين هفتاد تا هشتاد نفر . عفان بن مسلم و سليمان بن حرب و خالد بن خداش همگى از قول حمّاد بن زيد ، از ثابت ، از انس نقل مىكنند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) آب خواست . برايش در كاسهء سرگشادى آب آوردند . پيامبر دست خود را در كاسه نهاد و آب از سر انگشتان او چون چشمه مىجوشيد و همگى از آن نوشيديم . انس مىگويد ، من ايشان را شمردم بين هفتاد تا هشتاد نفر بوديم ، ولى خالد بن خداش مىگويد ، آن گروه وضو گرفتند . عفان بن مسلم از حمّاد بن سلمه ، از ثابت ، از انس بن مالك نقل مىكند كه مىگفته
هامش
[ 1 ] . در نهاية الارب ، ج 18 ، ص 314 ، اين موضوع را به جابر بن عبد اللّه انصارى نسبت داده است . - م . [ 2 ] . اين هاشم بن قاسم كه محمد بن سعد در طبقات از او بسيار نقل مىكند معروف به ابو نضر بغدادى و متولد 134 و در گذشتهء 207 هجرى و اصلا خراسانى است . او در بغداد چهار هزار حديث املا كرده است و اهل بغداد به او مباهات مىكرده‌اند ، رك : ميزان الاعتدال ، ذيل شمارهء 9188 و تهذيب التهذيب ، ج 11 ، ص 18 و زركلى ، الاعلام ، ج 9 ، ص 50 . - م .