تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
( 1 ) گذاشتى و سر خود را تكان دادى مثل اينكه مىخواستى چيزى را بفهمى كه برايت گفته مىشد . پيامبر فرمود : فهميدى موضوع چه بود و متوجه رفتار من شدى ؟ عثمان گفت : آرى . پيامبر فرمود : فرشته‌يى كه رسول خداوند است در حالى كه تو نشسته بودى آمد . عثمان مىگويد ، گفتم : پيام‌آور خدا بود ؟ فرمود : آرى . گفتم : چه چيزى به تو گفت ؟ فرمود : چنين گفت : همانا خداوند فرمان مىدهد به دادگرى و نيكى كردن و بررسى از خويشاوندان و نهى مىكند از كار زشت و ناپسنديده و ستم ، خداى شما را پند مىدهد شايد پند بپذيريد . [ 1 ] عثمان بن مظعون مىگويد ، از آن هنگام ايمان در دل من مستقر شد و محمد ( ص ) را دوست داشتم . هاشم بن قاسم از عبد الحميد بن بهرام ، از شهر ، از ابن عباس نقل مىكند كه مىگفته است * روزى گروهى از يهوديان پيش رسول خدا ( ص ) آمدند و گفتند : اى ابو القاسم از چند مورد از تو سؤال مىكنيم كه پاسخ دهى و معمولا پاسخ آن را كسى جز پيامبران نمىداند . فرمود : از هر چه مىخواهيد سؤال كنيد ولى براى من عهد و پيمانى قرار دهيد و خدا را در نظر بگيريد و سفارش يعقوب به فرزندانش را به خاطر آوريد كه اگر پاسخ صحيح دادم و دانستيد كه صحيح است از من پيروى كنيد و مسلمان شويد . گفتند : اين عهد و پيمان براى تو خواهد بود . فرمود : اكنون سؤال كنيد . گفتند : از چهار چيز به ما خبر ده ، نخست آنكه به ما بگو يعقوب چه چيزهايى را پيش از نزول تورات بر خود حرام كرد ، دو ديگر آنكه پس از آميزش نطفهء زن و مرد چگونه نطفه پسر مىشود و چگونه دختر ، سوم اينكه خواب تو كه مىگويى پيامبر امّى هستى چگونه است و چهارم آنكه كداميك از فرشتگان پيش تو مىآيند ؟ فرمود : عهد و پيمان الهى بر عهدهء شماست كه اگر پاسخ صحيح دهم مسلمان شويد . آنان سوگند خوردند و عهد و پيمان بستند . فرمود : شما را به آن كس كه تورات را بر موسى ( ع ) نازل فرموده است سوگند مىدهم كه تصديق كنيد و خودتان مىدانيد كه يعقوب سخت بيمار شد و بيمارى او طول كشيد و نذر كرد كه اگر خداوند او را از بيمارى شفا دهد بهترين آشاميدنى كه دوست مىداشت و بهترين خوراك را بر خود حرام كند - از خوردن و آشاميدن آن خوددارى كند - بهترين خوراك گوشت شتر و بهترين
هامش
[ 1 ] . آيهء 92 ، سورهء شانزدهم - نحل - ، اين موضوع در تفسير ابو الفتوح رازى ، ج 7 ، ص 136 هم آمده است . - م .