( 1 ) آشاميدنى در نظر او شير شتر بود . گفتند : همچنين است كه مىگويى . فرمود : خدايا بر ايشان گواه باش . آن گاه فرمود : شما را به خداى سوگند مىدهم كه جز او خدايى نيست و او تورات را بر موسى نازل فرموده است مگر نمىدانيد كه نطفهء مرد سپيد و غليظ و نطفهء زن زرد رنگ و رقيق است ، هر يك از اين دو كه در امتزاج بر ديگرى پيشى گيرد ، فرزند از لحاظ جنس و شباهت به فرمان خداوند چنان مىشود ، اگر نطفهء مرد پيشى گيرد فرزند به فرمان خدا پسر مىشود و اگر نطفهء زن پيشى گيرد به فرمان خدا دختر مىشود . گفتند : آرى همچنين است كه مىگويى . فرمود : خدايا بر ايشان گواه باش . فرمود : سوگند به خدايى كه تورات را به موسى نازل كرده است مىدانيد كه اين پيامبر امّى چشمش به ظاهر مىخوابد ولى دلش بيدار است .
گفتند : آرى همچنين است ، اكنون بگو كداميك از فرشتگان پيش تو مىآيد و چون آن را بگويى مسلمان مىشويم يا راه ما از راه تو جدا خواهد شد . پيامبر ( ص ) فرمود : جبرئيل است و هيچ پيامبرى برانگيخته نمىشود مگر اينكه همان فرشته بر او نازل مىشود . گفتند : ما از تو جدا مىشويم ، اگر فرشتهء ديگرى غير از جبرئيل مىبود از تو پيروى مىكرديم و تو را تصديق مىنموديم . پيامبر ( ص ) فرمود : چه چيزى مانع از آن است كه جبرئيل را تصديق كنيد . گفتند : او دشمن ماست و در اين هنگام خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود :
بگو هر كس دشمن جبرئيل باشد ، جبرئيل كسى است كه به دستور خداوند قرآن را بر دل تو نازل مىكند . . . تا آخر آن آيه كه مىفرمايد : گويا ايشان نمىدانند . [ 1 ]
و در اين هنگام دچار خشم الهى بر خشمى شدند .
هاشم بن قاسم از قول سليمان بن مغيره ، از اسحاق بن عبد اللّه بن ابى طلحة نقل مىكند * پيامبر ( ص ) به عيادت سعد [ 2 ] آمد كه بيمار بود . گرماى نيمروزى را آن جا ماند و چون هوا سرد شد و خواست برگردد ، سعد دستور داد خرى براى رفتن ايشان آماده كنند . اتفاقا خرى كندرو بود ، روى آن قطيفهيى گستردند و پيامبر ( ص ) سوار شد . سعد دستور داد پسرش پشت سر پيامبر ( ص ) سوار شود تا خر را برگرداند . پيامبر فرمودند : اگر او را با من مىفرستى بايد جلو بنشيند . سعد گفت : هرگز بايد پشت سر شما بنشيند . پيامبر فرمود : صاحب چهار پا بايد به سمت سر حيوان بنشيند . سعد گفت : ضرورتى ندارد او را بفرستم شما خر را پس بفرستيد . گويد ، پيامبر ( ص ) حيوان را پس فرستاد كه سخت تيزرو و هموار شده بود .
هامش
[ 1 ] . آيات 92 تا 96 سورهء دوم - بقره - اين موضوع در تفسير تبيان ، ج 1 ، ص 363 ، آمده است و تفاوتهايى دارد . - م .
[ 2 ] . منظور سعد بن عباده سالار خزرج است كه از بزرگان صحابه و انصار است . - م .