تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
( 1 ) ديده مىشود ، نامش احمد است و اين شهر ( مكه ) زادگاه و محل بعثت اوست ، سپس قوم او از مكه بيرونش مىكنند و امورى را كه مىآورد ، خوش ندارند و او به يثرب هجرت مىكند و كارش بالا مىگيرد ، و بر تو باد كه از او غافل نشوى ، و بدان كه من همهء سرزمينها را در جستجوى دين ابراهيم گشتم و از هر يهودى و مسيحى و مجوسى كه پرسيدم گفتند اين آيين در سرزمين خودت خواهد بود و همگى صفات او را به همين گونه كه برايت گفتم بيان كردند و گفتند پيامبرى غير از او باقى نمانده است . عامر بن ربيعة مىگويد چون اسلام آوردم اين موضوع را به پيامبر ( ص ) گفتم و سلام زيد بن عمرو بن نفيل را ابلاغ كردم . پيامبر ( ص ) پاسخ سلام او را داد و بر او رحمت فرستاد و فرمود او را دامن كشان در بهشت ديده‌ام . على بن محمد بن عبد اللّه بن ابو سيف قرشى از اسماعيل بن مجالد ، از مجالد شعبى ، از عبد الرحمن بن زيد بن خطاب نقل مىكرد كه مىگفته است * زيد بن عمرو بن نفيل مىگفت : دين مسيحى و يهودى را بررسى كردم و از هر دو خوشم نيامد و من در شام و مناطق اطراف آن بودم و پيش راهبى در صومعه‌يى رفتم و چند روزى ماندم و به او گفتم از قوم خود دورى مىگزينم و از پرستش بتها و آيين مسيحى و يهودى نيز نفرت دارم . و او به من گفت : مىبينم كه در جستجوى آيين ابراهيمى ، اى برادر مكّى ، تو در جستجوى دينى هستى كه امروز كسى به آن عمل نمىكند و آن دين نياى خودت ابراهيم است كه حنيف بوده و يهودى و مسيحى نبوده است ، و نماز و سجدهء خود را به سوى سرزمين تو و كعبه كه در شهر تو است انجام مىداده است ، اكنون هم تو به شهر خود برگرد و پيامبرى از قوم تو و در شهر تو به آيين حنفى و دين ابراهيم ظهور خواهد كرد و او گرامىترين مردم پيش خداست . على بن محمد از ابو عبيدة بن عبد اللّه بن ابو عبيدة بن محمد بن عمّار ياسر ، و كس ديگرى از هشام ، از عروة ، از پدرش ، از عايشه نقل مىكردند * مردى يهودى ساكن مكه بود و بازرگانى مىكرد . در شب تولد رسول خدا ( ص ) در يكى از مجالس قريش حاضر شد و گفت : آيا امشب فرزندى ميان شما متولد شده است ؟ گفتند : نمىدانيم . گفت : به خدا سوگند خطا كردم كه آن جايى را كه بودم دوست نمىداشتم ، به هر حال اى گروه قريش دقت كنيد و آنچه براى شما مىگويم حساب و بررسى كنيد ، امشب پيامبر اين امت كه احمد و خاتم
هامش
[ ] . الهيات مشهد ، شمارهء 15 ، تابستان 1354 خورشيدى ، ص 21 . 5 . - م .