( 1 ) صفات او را در نظر داشتند و از رشك و ستم به او نگرويدند .
واقدى براى ما از محمد بن صالح ، از عاصم بن عمر بن قتادة ، از نملة بن ابى نملة ، از پدرش نقل مىكرد كه مىگفته است * يهود بنى قريظه نام و نشان رسول خدا ( ص ) را در كتابهاى خود مىخواندند و به كودكان خود آموزش مىدادند كه نام و صفات او چيست و محل هجرت او پيش ماست ، ولى چون رسول خدا ظهور كرد ، حسد بردند و ستم كردند و گفتند اين او نيست .
واقدى براى ما از ابراهيم بن اسماعيل بن ابى حبيبه ، از داود بن حصين ، از ابو سفيان غلام ابن ابى احمد نقل مىكرد كه مىگفته است * اسلام ثعلبة بن سعية [ 1 ] و اسيد بن سعية و اسد بن عبيد پسر عموى ايشان به واسطهء مطالبى بود كه ابو عمير ابن هيّبان اظهار داشته بود .
اين ابو عمير كه به ابن هيّبان هم معروف است ، شخصى يهودى است از يهوديان شام كه چند سال پيش از ظهور اسلام به مدينه آمده است . آنها مىگفتهاند هيچ كس را نديدهام كه نمازهاى پنجگانه را به خوبى او بگزارد و هر گاه باران نمىآمد نيازمند او مىشديم و مىگفتيم : اى ابن هيّبان بيرون بيا و براى ما باران بخواه . مىگفت : نمىشود ، مگر آنكه پيش از بيرون شدن صدقهيى بدهيد . مىگفتيم : چه مقدار صدقه بدهيم ؟ مىگفت : براى هر كس يك كيلو خرما يا نيم من جو . و چنان مىكرديم و او به صحرا مىآمد و به خدا سوگند از آن جا خارج نشده بوديم كه ابرها ظاهر مىشد و بر ما باران مىباريد و اين كار را چند مرتبه براى ما انجام داد و هر مرتبه هم باران باريد . او ميان ما بود كه درگذشت و چون مرگش فرا رسيد گفت : اى گروه يهود ، مىدانيد چه چيز مرا از سرزمين نان و شراب به اين سرزمين بينوايى و گرسنگى آورد ؟ گفتند : خود داناترى . گفت : آمدم تا منتظر ظهور پيامبرى باشم كه زمان ظهورش فرا رسيده است و اين شهر محل هجرت اوست و آرزومند بودم كه زمانش را درك و از او پيروى كنم ، و هر گاه شنيديد كه ظاهر شده است كسى از شما به او پيشى نگيرد و اگرچه ممكن است خونهايى ريخته شود و زنان و كودكانى اسير شوند ولى اين موضوع شما را از او باز ندارد . و در گذشت .
گويد ، شبى كه فرداى آن حصارهاى بنى قريظه فتح شد ، ثعلبة و اسيد پسران سعية و اسد بن عبيد كه هر سه جوان هم بودند به يهوديان گفتند به خدا سوگند اين پيامبر است و
هامش
[ 1 ] . در متن طبقات ، در چاپ ادوارد ساخاو و چاپ احسان عباس به صورت ثعلبه بن سعيد آمده و مسلما غلط است ، در چند سطر بعد اصلاح شده و به صورت « سعيه » آمده است . - م .