تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
( 1 ) هيكل بيت المقدس را خواهند ساخت ، و او خاتم پيامبران و نامش احمد است . على بن محمد از على بن مجاهد ، از حميد بن ابو البخترى ، از شعبى نقل مىكند * در نامهء ابراهيم ( ع ) چنين آمده بود كه از فرزندان تو پيامبران و امتهايى خواهند بود تا آن هنگام كه پيامبر امّى مىآيد و او خاتم پيامبران است . على بن محمد از سليمان قافلانى ، از عطاء ، از ابن عباس نقل مىكند * چون ابراهيم ( ع ) مأمور به بيرون آوردن هاجر از كنعان شد ، او را بر براق سوار كردند و چون به سرزمينهاى خرم كه دشت و داراى آب شيرين بود ، مىرسيدند ، ابراهيم ( ع ) مىگفت : اى جبرئيل همين جا فرود آى ، و او مىگفت : نه . تا به مكه رسيدند . جبرئيل گفت : اى ابراهيم فرود آى . فرمود : اين جا كه نه كشت و زرعى است و نه دامى كه شير داشته باشد . گفت : آرى همين جا از ذريهء فرزندت پيامبرى بيرون خواهد آمد كه كلمهء حق با او به تمام و كمال مىرسد . على بن محمد از ابو عمرو زهرى ، از محمد بن كعب قرظى نقل مىكرد * چون هاجر با فرزند خود اسماعيل بيرون آمد ، فرشته‌يى به او برخورد و گفت : اى هاجر ، اين پسر تو پدر قبايل و امتهاى زيادى خواهد بود و از جمله فرزندزادگان او يكى هم پيامبر امّى است كه در مكه سكونت دارد . على بن محمد باز ابو معشر ، از يزيد بن رومان و عاصم بن عمر و همچنين از كسان ديگرى غير از اين دو نفر نقل مىكند * كعب بن اسد به بنى قريظة در آن هنگامى كه پيامبر ( ص ) ايشان را محاصره فرموده بود ، گفت : اى يهوديان از اين مرد پيروى كنيد ، به خدا سوگند اين پيامبر است و براى شما روشن است كه او پيامبر مرسل است و همان كسى است كه صفات او را در كتابهاى خود ديده‌ايد و همان كسى است كه عيسى ( ع ) مژدهء ظهورش را داده است و شما نشانيهاى او را مىدانيد . گفتند : آرى اين هموست ولى ما از تورات جدا نمىشويم . على بن محمد از على بن مجاهد ، از محمد بن اسحاق ، از سالم غلام عبد اللّه بن مطيع ، از ابو هريره نقل مىكند * پيامبر ( ص ) به آموزشگاه يهوديان آمد و فرمود دانشمندترين خود را حاضر كنيد تا گفتگو كنيم . گفتند : عبد اللّه بن صورياست . رسول خدا ( ص ) با او خلوت كرد و او را به دين و نعمتهايى كه خدا به ايشان ارزانى داشته است چون منّ و سلوى و سايه افكندن او بر سر ايشان سوگند داد كه آيا نمىدانى من رسول خدايم ؟ گفت : چرا به