تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
( 1 ) همگى تعجب كردند . پيامبر ( ص ) پيش خديجه آمد و خبر داد كه چه مقدار سود برده‌اند . خديجه شاد شد . و چون ميسرة آمد ديده‌ها و شنيده‌ها را به خديجه گفت و اظهار داشت كه من اين دو فرشته را از هنگام بيرون آمدن از شام مىديدم و سخنان نسطور راهب [ 1 ] و آن مرد ديگر را كه اختلاف نظر با پيامبر داشت به اطلاعش رساند . در اين سفر كالاهاى بازرگانى خديجه دو برابر دفعات ديگر سود كرد و او هم دو برابر آنچه با پيامبر ( ص ) قرار گذاشته بود ، به ايشان پرداخت . عبد الحميد حمانى از نضر كه پدر ابو عمر خرّاز است ، از عكرمه ، از ابن عباس نقل مىكند كه مىگفته است * اول نشانه‌يى كه پيامبر ( ص ) از نبوت در كودكى در خود ديد آن بود كه شنيد سروشى مىگويد عورت خود را بپوش و پس از آن هرگز آن حضرت برهنه ديده نشد . عبد الحميد حمّانى از سفيان ثورى ، از منصور ، از موسى بن عبد اللّه بن يزيد ، از قول زنى از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * من نيز هرگز عورت رسول خدا را نديدم . واقدى از على بن محمد بن عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عمر بن خطاب ، از منصور بن عبد الرحمن ، از مادرش برّه [ 2 ] دختر ابو تجرات نقل مىكند * پيامبر ( ص ) همواره براى قضاى حاجت از مناطق مسكونى دور مىرفت ، چنان كه هيچ خانه‌يى ديده نشود و معمولا ميان دره‌هاى دور و صحرا مىرفت . در آغاز نبوت و آن وقت كه خداوند مىخواست او را گرامى فرمايد به هيچ سنگ و درختى عبور نمىكرد مگر اينكه به او سلام مىدادند و مىگفتند : سلام بر تو اى رسول خدا . پيامبر ( ص ) به چپ و راست و پشت سر خود مىنگريست و كسى را نمىديد . محمد بن عبد اللّه بن يونس از ابو الاحوص ، از سعيد بن مسروق ، از منذر ، از ربيع بن خثيم [ 3 ] نقل مىكند كه مىگفته است * در دورهء جاهلى و پيش از اسلام پيامبر ( ص ) را داور قرار مىدادند و به آن حضرت داورى مىبردند و اين مسأله در اسلام نيز تحكيم شده است و خداوند مىفرمايد هر كس كه از رسول خدا اطاعت كند ، از خداوند اطاعت كرده است .
هامش
[ 1 ] . نسطور ، ظاهرا لقب و عنوان مذهبى است ، رك : برهان قاطع و بخش اعلام فرهنگ معين . - م . [ 2 ] . بره دختر ابو تجرات ، از اصحاب رسول خداست ، رك : ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 5 ، ص 408 . - م . [ 3 ] . از تابعىهاست در گذشتهء سال 63 يا 61 هجرى ، رك : كاظم مدير شانه‌چى ، مزارات خراسان ، كه به تفصيل درباره او صحبت كرده‌اند . - م .