( 1 ) همراه آن حضرت به مكه برگشت و چون به أبواء [ 1 ] رسيدند آمنه در گذشت و گور او آن جاست . و ام ايمن پيامبر را همراه همان دو شترى كه رفته بودند به مكه آورد . ام ايمن همراه آمنه عهدهدار پرستارى رسول خدا بود و پس از مرگ آمنه هم اين كار را بر عهده داشت ، و چون در عمرهء حديبيه رسول خدا ( ص ) از منطقهء ابواء عبور فرمود ، گفت : خداوند به محمد ( ص ) اجازه فرموده است كه گور مادرش را زيارت كند . پيامبر ( ص ) كنار گور مادر خود آمد و آن را اصلاح كرد و گريست و مسلمانان هم از گريهء آن حضرت گريستند و گفته شد چرا مىگرييد ؟ فرمود : به ياد مهربانى او افتادم و گريستم .
مالك بن اسماعيل نهدى كه كنيهاش ابو غسان است از شريك بن عبد اللّه ، از سماك بن حرب ، از قاسم نقل مىكرد * پيامبر از خداوند در مورد زيارت گور مادرش كسب اجازه كرد و به او اجازه داده شد و استدعا كرد كه براى او طلب آمرزش كند و اجازه داده نشد .
ابو عامر قبيصة بن عقبة سوائى از سفيان بن سعيد ثورى ، از علقمة بن مرثد ، از ابن بريده ، از پدرش نقل مىكرد كه مىگفته است * چون پيامبر ( ص ) مكه را گشود ، آمد كنار گورى نشست و مردم هم گرد آن حضرت نشستند و گويى كسى را مورد خطاب قرار داده است و سخن مىگفت . و سپس برخاست و گريه مىكرد . عمر كه از همهء مردم جرىتر بود گفت : پدر و مادرم فداى تو باد چه چيز شما را به گريه انداخت ؟ فرمود : اين گور مادرم بود از خدا براى زيارت آن اجازه خواستم ، اجازه فرمود و استدعاى استغفار كردم ، پذيرفته نشد ، به ياد مادرم افتادم و رقت كردم و گريستم . و هيچ روزى پيامبر را نديده بودند كه آن چنان بگريد . ابن سعد مىگويد ، اين روايت غلط است كه قبر آمنه در مكه نيست و در ابواء است .
كفالت عبد المطّلب از پيامبر ( ص ) پس از مرگ مادرش و وفات عبد المطّلب و وصيت او به ابو طالب دربارهء پيامبر ( ص )
محمد بن عمر بن واقد اسلمى از محمد بن عبد اللّه ، از زهرى ، و عبد اللّه بن جعفر از
هامش
[ 1 ] . ابواء ، محلى در راه مكه و مدينه و در 37 كيلومترى جحفة در سرزمين قبايل بنو ضمرة ، رك : دانشنامهء ايران و اسلام ، ج 7 ، ص 927 . - م .