( 1 ) محمد بن عمر [ 1 ] از معمر ، از زهرى و از عبد اللّه بن جعفر و ابن ابى سبرة و ديگران نقل مىكند كه مىگفتهاند * نمايندگان قبيلهء هوازن در جعرّانه [ 2 ] پس از اينكه پيامبر ( ص ) غنايم را تقسيم فرموده بود به حضورش آمدند و ابو ثروان عموى رضاعى رسول خدا نيز همراه نمايندگان بود . ابو ثروان گفت : اى رسول خدا در اين سايهبانها عمهها و خالهها و پرستارهاى شما هستند كه شما را پرورش دادهاند و ما شما را ميان خود پرورش و شير داديم ، آن گاه كه شير مىخوردى شيرخوارهاى بهتر از تو نديديم و آن گاه كه تو را از شير باز گرفتند بهتر از تو كسى را نديدم و سپس در جوانى تو را ديدم و جوانى بهتر از تو نديدم و خير و نيكى در تو تكامل يافته است و ما هم در واقع خانواده و عشيرهء توايم ، بر ما منت بگزار كه خداى بر تو منت گزارد . پيامبر ( ص ) فرمود : من مدتى منتظر آمدن شما ماندم چنان كه پنداشتم ديگر نخواهيد آمد و پيامبر ( ص ) اسيران را تقسيم و قرعه كشى فرموده بود و در آن موقع چهارده مرد از قبيلهء هوازن كه مسلمان شده بودند ، آمدند و خبر اسلام بقيهء قوم خود را آوردند .
سالار آن چهارده نفر و سخنگوى ايشان ابو صرد زهير بن صرد بود و او گفت : اى رسول خدا ، ما خاندان و عشيرهيى هستيم كه بلاى زيادى بر ما رسيده و به شما پوشيده نيست . در اين سايهبانها عمهها و خالههاى رضاعى و پرستارانى كه شما را پروراندهاند هستند ، اگر ما حق نان و نمكى بر حارث بن ابى شمر يا نعمان بن منذر داشتيم و آنها در موقعيت شما قرار مىگرفتند ، از آنها چشمداشت مهربانى و توجه داشتيم و حال آنكه شما از همگان برترى . و گفته شده است كه در آن روز ابو صرد چنين گفت : در اين سايهبانها خواهران و عمهها و خالهها و دختر عموها و دختر خالههاى شمايند و دورترين ايشان به شما نزديك است ، پدر و مادرم فداى تو باد ، اين زنها شما را در دامن خود پروراندهاند و از پستان خود به شما شير دادهاند و شما را در كودكى بر زانو و ران خود نشاندهاند و تو از همگان برترى . پيامبر ( ص ) در پاسخ او فرمود : بهترين سخن ، سخن راست است و اكنون پيش من اين مسلمانانى كه مىبينيد هستند اكنون بگوييد آيا فرزندان و زنان شما در نظرتان بهتر است يا اموالتان . گفتند :
اى رسول خدا ، اكنون كه ما را ميان خويشاوندان و اموال ما مخير كردهاى بديهى است چيزى را با فرزندان و خويشاوندان خويش برابر نمىدانيم ، لطفا فرزندان و زنان ما را به ما
هامش
[ 1 ] . محمد بن عمر - محمد بن عمر بن واقد - محمد بن عمر اسلمى ، مقصود واقدى استاد ابن سعد است . - م .
[ 2 ] . جعرانه ، نام جايى ميان مكه و طائف و به مكه نزديكتر است ، در مورد ضبط اين كلمه ياقوت حموى بحث كرده است ، رك : معجم البلدان ، ج 3 ، ص 109 . - م .