( 1 ) در ربود و با گذشت روزگار و سرنوشت ، او را هم از پاى در آورد . [ 1 ]
گويد ، عبد المطّلب در هشتاد و دو سالگى در گذشت و در حجون [ 2 ] دفن شد . و هم گفتهاند هنگام مرگ يكصد و ده سال داشته است . از پيامبر ( ص ) سؤال شد كه آيا مرگ عبد المطّلب را در خاطر داريد ؟ فرمود : آرى من در آن هنگام هشت ساله بودم . ام ايمن مىگويد : رسول خدا را ديدم كه پشت تابوت عبد المطّلب گريه مىكرد .
هشام بن محمد بن سائب از پدرش نقل مىكند * عبد المطّلب بن هاشم قبل از جنگ فجار و در يكصد و بيست سالگى در گذشته است .
ذكر ابو طالب و كفالت او از رسول خدا و سفر اول او با پيامبر به شام
محمد بن عمر بن واقد اسلمى از معمر ، از ابن ابى نجيح ، از مجاهد ، و معاذ بن محمد انصارى از عطاء ، از ابن عباس ، و محمد بن صالح و عبد اللّه بن جعفر و ابراهيم بن ابى حبيبة كه سلسله حديث آنها هم در مواردى مشترك است ، مىگويند * چون عبد المطّلب در گذشت ، ابو طالب پيامبر ( ص ) را پيش خود برد و پيامبر با او بود . و ابو طالب ثروتى نداشت . و در عين حال نسبت به پيامبر ( ص ) چنان دوستى و محبت شديدى ابراز مىداشت كه هيچ يك از فرزندان خود را تا آن درجه دوست نمىداشت . ابو طالب كنار پيامبر مىخوابيد و هر گاه بيرون مىرفت همراه رسول خدا بود و چنان دلبستگى شديدى به پيامبر داشت كه نسبت به هيچ چيز چنان نبود و خوراكهاى خوب را ويژهء آن حضرت قرار مىداد ، و خاندان ابو طالب هر گاه تنها يا دسته جمعى غذا مىخوردند و پيامبر حاضر نبود ، احساس سيرى نمىكردند و
هامش
[ 1 ] . اين ابيات در ابن هشام ، سيره ، ج 1 ، ص 180 به بره دختر ديگر عبد المطلب نسبت داده شده است . - م .أ عينيّ جودا بدمع درر * على طيّب الخيم و المعتصر
على ماجدا الجدّ و ارى الزناد * جميل المحيا عظيم الخطر
على شيبة الحمد ذى المكرمات * و ذى المجد و العزّ و المفتخر
و ذى الحلم و الفضل فى النائبات * كثير المكارم جمّ الفخر
له فضل مجد على قومه * مبين يلوح كضوء القمر
اتته المنايا فلم تشوه * به صرف الليالى و ريب القدر[ 2 ] . حجون ، نام كوهى در مكه كه مقبره اهالى مكه است و فاصلهء آن تا كعبه يك ميل و نيم است ، رك : معجم البلدان ، ج 3 ، ص 227 . - م .