( 1 ) او محمد بن سعد عوفى اشتباه كرد ، محمد بن سعد عوفى هم از محدثان نامور است و طبرى مكرر از او روايت نقل كرده است . [ 1 ]
آثار و كتابهاى ابن سعد
گزيدهترين اثر ابن سعد كتاب طبقات اوست كه نامورى او به سبب آن است و درباره آن به تفصيل سخن خواهم گفت . ابن نديم در الفهرست فزون بر كتاب طبقات ، كتابهاى زير را هم به او نسبت داده است :
كتاب اخبار النبى ( ص ) ، كتاب طبقات الصغير ، كتاب الحيل . هر چند نمىتوان به صورت قطعى اظهار نظر كرد ولى چنين به نظر مىرسد كه كتاب اخبار النبى همان بخش سيره است كه در چاپهاى ليدن و بيروت شامل دو جلد است . از كتاب طبقات الصغير نسخهيى در موزه باستان شناسى استانبول موجود است . [ 2 ] نام كتاب الحيل هم چندان درست به نظر نمىرسد شايد كتاب الخيل باشد با توجه به اين موضوع كه درباره اسب و نژادهاى آن در آن روزگار تأليف مىكردهاند ، يا كتاب الجمل ! ؟ درستتر باشد ، پيش از اين ملاحظه كرديد كه حسين بن فهم گفت ابن سعد را در فقه و غريب الحديث هم آثارى بوده است ، كه ابن خلكان هم آن را نقل كرده است . آثار ديگرى با نامهاى الزخرف القصرى فى ترجمة ابى الحسن البصرى ، و القصيدة الحلوانيه فى افتخار القحطانيين على العدنانيين و فوائد الاعراب كه در چهارده صفحه در استانبول چاپ شده است به او نسبت داده شده است كه درستى آن مورد ترديد است .
طبقات
نامورى و ارزش محمد بن سعد در پناه تأليف كتاب طبقات اوست كه خوشبختانه بخش عمده آن از دستبرد روزگار محفوظ مانده و به دست ما رسيده است . اگر چه محمد بن سعد نخستين كس نيست كه به انديشه فراهم آوردن طبقات افتاده باشد ولى كتاب او نه تنها تا هنگامى كه فراهم آمده است كه پس از آن و تا اين روزگار هم مهمتر و مفصلتر از ديگر كتابهاى طبقات است . گفته شده است ، و اصل بن عطاء در گذشته به سال 131 هجرى يعنى صد سال پيش از مرگ محمد بن سعد نخستين كتاب طبقات را با نام طبقات اهل العلم و الجهل فراهم آورده است ، [ 3 ] و با مراجعه به فهرستهاى كتاب الفهرست ابن نديم مىبينيم پانزده كتاب با نام طبقات معرفى شده است . فراهم آوردن و نگارش كتابهايى با نام طبقات در روزگاران بعد براى رشتههاى گوناگون علوم و مذهبهاى اسلامى ادامه يافته است كه با مراجعه به منابع كتاب شناسى
هامش
[ 1 ] . به همان صفحه از همان جلد تاريخ بغداد ، و به دانشنامه ايران و اسلام ، ص 629 مراجعه فرماييد .
[ 2 ] . به مقاله ابن سعد به قلم عبد الكريم گلشنى در دائره المعارف بزرگ اسلامى ، ج 3 ، ص 682 مراجعه شود .
[ 3 ] . ابن نديم ، الفهرست ، پا برگ ص 203 .