( 1 ) دارند ، بروكلمن او را زهرى مىداند و فوك اين نسبت را صحيح نمىداند . [ 1 ]
از زندگى ابن سعد آگهى چندانى در دست نيست ، در بيشتر كتابها چند سطرى درباره ارزش و اهميت كتاب طبقات نوشته شده است ، خطيب بغدادى و ابن خلكان و ابن حجر كه درباره ابن سعد بيش از ديگران سخن گفتهاند و برخى از استادان و شاگردان و راويان او را بر شمردهاند ، بيش از يك صفحه ننوشتهاند . [ 2 ] محمد بن سعد به شيوهء آن روزگار به هنگام جوانى براى درك محضر استادان بزرگ حديث به كوفه و مدينه سفر كرد و خود مىگويد كه به سال 189 برخى از استادان را در مدينه ملاقات و از درس آنان خوشهچينى كرده است ، سرانجام به هنگامى كه حدود سى سال داشته است در بغداد به شاگردى و همنشينى محمد بن عمر واقدى پرداخته و چندان به او اختصاص يافته است كه به كاتب واقدى و به گفته سمعانى به غلام واقدى معروف شده است . با در نظر گرفتن اين موضوع كه سفر واقدى به عراق به سال 180 هجرى و مرگ او به سال 207 بوده است [ 3 ] و با توجه به مدت طولانى شاگردى و همنشينى ابن سعد با واقدى ، چنين به نظر مىرسد كه بايد ابن سعد حدود سال 195 به او پيوسته باشد ، ابن سعد نخستين كس از چهار كسى است كه تمام آثار و كتابهاى واقدى پيش آنان بوده است . [ 4 ] در سال 218 هجرى كه داستان محنت و گرفتارى مسلمانان درباره قديم يا حادث بودن قرآن فراگير شد و مأمون به چند جهت آن را دامن مىزد ، محمد بن سعد پنجاه ساله بود و از دانشمندان و محدثان بسيار برجسته شمرده مىشد ، طبرى در گزارش اخبار سال دويست و هيجده نامهيى را از مأمون به اسحاق بن ابراهيم مصعبى سالار شرطه بغداد كه جانشين مأمون هم در آن شهر بوده ، آورده است كه مأمون فرمان داده است هفت دانشمند و محدث را براى گفتگو و آزمون آنان درباره مخلوق بودن قرآن به حضور او بفرستد كه نخستين كس محمد بن سعد است ، و اين نشانى از ارزش علمى و اجتماعى و نفوذ سخن او ميان عموم مردم است . [ 5 ] محمد بن سعد در حضور مأمون اقرار به مخلوق بودن قرآن كرد و خود را با معتزله هماهنگ نشان داد . [ 6 ]
فشار اجتماعى سالهاى آخر حكومت مأمون كه همچنان و گاه با سختگيرى بيشتر در دوره حكومت معتصم و واثق و متوكل ( سالهاى 247 - 215 ) ادامه داشت و به اصطلاح دوره محنت شمرده مىشد و كوشش عباسيان در بزرگ كردن عباس و پسرش و اينكه او از همگان به حضرت ختمى مرتبت
هامش
[ ] محيى الدين عبد الحميد ، مصر ، 1948 ، ميلادى ، ص 443 ، طبقات ، ج 1 ، چاپ احسان عبّاس ، بيروت ، بدون تاريخ ، ص 6 مقدمه .
[ 1 ] . دانشنامه ايران و اسلام ، ترجمه مقالهW . Fuck،J، تهران 1356 ش ، ص 629 . - م .
[ 2 ] . خطيب ، تاريخ بغداد ، ج 5 ، ض 320 ، - تهذيب التهذيب ، ج 9 ، حيدر آباد ، 1326 ق ، ذيل شماره 273 ، ص 182 .
[ 3 ] . مقدمه مارسدونجونز بر مغازى واقدى و مغازى ، ترجمه به قلم اين بنده ، مركز نشر دانشگاهى ، 1361 ش ، ص 9 .
[ 4 ] . مقدمه محمد زاهد كوثرى بر طبقات چاپ مصر ، برگ ط .
[ 5 ] . تاريخ طبرى ، ج 8 ، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، بيروت بىتاريخ ، ص 634 و براى اطلاع بيشتر به ترجمهء تاريخ طبرى ، مرحوم پاينده ، تهران ، 1354 ش ، ص 5770 - 5751 مراجعه فرماييد .
[ 6 ] . دانشنامه ايران و اسلام ، ترجمه مقالهFuck، ص 628 .