( 1 ) بيضاء است و عاتكه و برّة و اميمة و اروى كه مادرشان فاطمه دختر عمرو بن عائذ بن عمران بن مخزوم بن يقظة بن مرة بن كعب بن لؤىّ است ، و حمزة كه به شير خدا و شير رسول خدا مشهور است و در جنگ بدر حضور داشته و در جنگ احد شهيد شده است ، و مقوم ، و حجل كه نامش مغيرة است و صفية كه مادرشان هاله دختر وهيب بن عبد مناف بن زهرة كلاب است و مادر هاله ، عيلة دختر مطّلب بن عبد مناف بن قصىّ است ، و عباس كه مردى خردمند و شريف بود و ضرار كه از جهت زيبايى و سخاوت از جوانمردان عرب بود و هنگام بعثت رسول خدا ( ص ) در گذشت و اولادى از او باقى نماند ، و قثم كه او هم بدون فرزند بود و مادرشان نتيلة دختر خباب بن كليب بن مالك بن عمرو بن عامر بن زيد مناة بن عامر بود و اين عامر همان ضحيان بن سعد بن خزرج بن تيم اللّه بن نمر بن قاسط بن هنب بن افصى بن دعمىّ بن جديلة بن اسد بن ربيعة بن نزار بن معدّ بن عدنان است ، و ابو لهب بن عبد المطّلب كه نامش عبد العزى و كنيهاش ابو عتبه است ، و چون زيبارو و گلگونه بود عبد المطّلب به او ابو لهب مىگفت و مرد بخشندهيى بود و مادرش لبنى دختر هاجر بن عبد مناف بن ظاهر بن حبشيّة بن سلول بن كعب بن عمرو از قبيلهء خزاعه است و مادر لبنى ، هند دختر عمرو بن كعب بن سعد بن تيم بن مرة است و مادر هند ، سوداء دختر زهرة بن كلاب است ، و غيداق پسر عبد المطّلب كه نامش مصعب است و مادرش ممنّعة دختر عمرو بن مالك بن مؤمل بن سويد بن اسعد بن مشنوء بن عبد بن حبتر بن عدى بن سلول بن كعب بن عمرو از خزاعة است و برادر مادرى غيداق عوف بن عبد عوف بن عبد بن حارث بن زهره است كه پدر عبد الرحمن بن عوف است .
كلبى مىگويد * در عرب هيچ كس شريفتر و خوش اندامتر و بينى عقابىتر از فرزندان عبد المطّلب نبوده است ، گويى هنگام آب آشاميدن بينى آنها پيش از لبهايشان آب مىآشاميد و دربارهء ايشان قرة بن حجل بن عبد المطّلب چنين سروده است :
ضرار را بشمر كه جوانمرد بخشنده است و حمزه كه چون شير است و عباس ، و زبير و پس از او مقوّم و سپس مرد دلاور و جوانمرد سالار جحل را بشمر ، و پس از او ابو عتبه كه هشتمين پسر است ، و عبد مناف كه مهتر و جستجوگر بود ، و غيداق كه مهتر است و همگان سرورانى هستند كه به كورى چشم دشمن بر مردم سرورى و سالارى كردند ، و حارث بخشنده كه در كمال بزرگوارى در گذشت و روزگار جام عمرش را درهم شكست ، هيچ كس عموهايى چون عموهاى من ندارد كه از همه برتر بودند و هيچ خانواده انسانهايى چون ما
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 83
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٨٣