امّا جملهء دوم : مقصود از عدل ، اعتقاد به جريان عدالت در تمام كارها وگفتههاى خداوند متعال است ، واز لوازم چنين ويژگى آن است كه بندهء خدا أو را متهم نسازد بر اين كه خداوند أو را بر عمل ناروا مجبور ساخته وبعد أو را به كيفر برساند ويا اين كه أو را تكليف مالايطاق نمايد ، ونظاير اينها از مسائل مربوط به أصول دين كه معتزله در آنها به ظواهر قرآن توجه كردند .
( 3443 ) 443 - امام ( ع ) فرمود :
لَا خَيْرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ كَمَا أَنَّهُ لَا خَيْرَ فِي الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ ( 86805 - 86793 )
[ ترجمه ]
« با وجود حكمت ودانايى ، خيرى در خاموشى نيست چنان كه با جهل وناداني خيرى در گفتار نيست »
[ شرح ]
( 86805 - 86793 ) خاموشى از گفتن حكمت ، صفتي ناروا وانحراف از فضيلت گفتار است ، وگفتار از روى ناداني زيادة روى است وخيرى در آنها نيست ، بلكه خير در حد متوسّط وسخن حكيمانه است .
( 3444 ) 444 - امام ( ع ) در دعاى طلب باران ، عرض كرد :
اللَّهُمَّ اسْقِنَا ذُلُلَ السَّحَابِ دُونَ صِعَابِهَا ( 86818 - 86813 )
[ ترجمه ]
« خدايا ما را آب ده ، از ابرهاى رام فرمانبردار ، نه با ابرهاى سخت نافرمان » .
[ شرح ]
( 86863 - 86813 ) سيد رضى مىگويد : اين سخن از كلماتي است كه فصاحتش شگفتآور است ، توضيح اين كه امام ( ع ) ابرهايى را كه داراى رعد وبرق وصاعقهها هستند به شتران سركش كه برمىجهند با بارها وبرمىجهانند سواران را وابرهاى خالى