در دنيا مالي ندارند تا از آن طريق خواستهء خود را به دست آورند ، وبا صرف مال از اعمال ضروري ولازم پاسدارى كنند ، در اين صورت برپايى دنيا بدون اين چهار چيز ميسّر نخواهد بود .
البتة امام ( ع ) در بارهء فقير ، شرط كرد بر اين كه آخرتش را به دنيا نفروشد ، زيرا فروشندهء آخرت به دنيا ستمگر وبيرون از مرز عدالت است ، بنا بر اين دنيا بدو استوار نگشته وأو شايستگى آباد ساختن دنيا را ندارد .
( 84065 - 84049 ) وآنگهى امام ( ع ) پس از اين كه أركان دنيا را بيان كرد ، اشاره به پيامد فاسد ضدّ آنها فرموده با عبارت : فإذا ضيع . . . بدنياه از آن برحذر داشت ، زيرا كه تباه ساختن علم باعث استفاده نبردن از آن است ، وننگ داشتن نادان از آموختن به دليل بدبينىاش به دانش ودانشمند - به دليل اين كه أو معتقد است كه اينان علم را ضايع مىكنند ومطابق ميل أو عمل نمىكنند - بر ناآگاهى خود بر فايدهء دانش باقي مىماند . وبخل ورزيدن مالدار از احسان ، باعث سود نبردن از مال است ، ولازمهء آن بالا گرفتن نياز فقير وفروختن آخرت خود به دنياست وآن مستلزم فساد است كه با مصلحت دنيا وآخرت وى ناسازگار است ( 84098 - 84066 ) سپس اشاره بر اين مطلب فرموده است كه لازمهء فزونى نعمت خدا بر بنده ، افزايش درخواستهاى مردم به اوست ، تا براي صاحب نعمت روشن شود كه سپاس نعمت واقدام بر احسان به نيازمندان در حدّ لازم ، براي رضاى خدا امر واجبي است .
در اين باره نيز با بيان اين كه لازمهء احسان پايدار ساختن نعمت است وبدين وسيله بنده نعمت الهى را براي خود هميشگى مىسازد وفزونى مىدهد ، به ترغيب وتشويق پرداخته است . وبا بيان اين كه اقدام نكردن به واجبات ، باعث به نيستى كشاندن نعمت است ، از آن برحذر داشته است .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 723
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٧٢٣