تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 720

مساهمون:

ص٧٢٠
هر كس بر آنچه به أو روزى شده بسنده كند ، به آسايش رسيده ودر ميان آرامش فرود آمده است ودلبستگى به دنيا كليد بدترين رنجها ومركب همهء گرفتاريهاست وحرص ، گردنفرازى وحسد انسان را به گرفتارى در گناهان مىكشد ، وبدكارى جامع همهء عيبهاى نارواست . »

[ شرح ]

( 83945 - 83941 ) 1 - هيچ شرافت وبزرگى بالاتر از اسلام نيست ، زيرا كه لازمهء اسلام شرافت دنيا وآخرت است . ( 83951 - 83946 ) 2 - هيچ عزّتى برتر از پرهيزگارى نيست ، چون پرهيزگارى مستلزم همهء صفات پسنديده‌اى است كه عزّت دنيا وآخرت را به همراه دارند ، پس اين عزّت بالاترين عزّتهاست . ( 83957 - 83952 ) 3 - وهيچ پناهگاهى محكمتر از پارسايى نيست . كلمهء المعقل ( پناهگاه ) را به اعتبار نگهبانى انسان بدان وسيله از عذاب خدا ، استعاره آورده است . وچون پارسايى همان پايبند بودن به كارهاى نيك است ، پس هيچ پناهگاهى استوارتر از آن نيست . ( 83963 - 83958 ) 4 - هيچ شفيعي سودمندتر از توبه نيست . توضيح آن كه لازمهء توبه كردن ، گذشت قطعي از كيفر توبه كننده است در صورتي كه در شفاعت ديگر واسطه‌ها نتيجة قطعي نيست . لفظ شفيع استعاره از توبه آورده شده است . ( 83969 - 83964 ) 5 - هيچ گنجى بىنياز كننده‌تر از قناعت نيست ، از آن رو كه قناعت فضيلتى است كه لازمه‌اش آرامش نفس ورضايت به آن چيزى است كه نصيبش شده وبىنيازى از ديگر چيزهاست . در صورتي كه هيچ يك از گنجهاى ديگر دنيا چنين نيستند . لفظ « كنز » استعاره است . ( 83977 - 83970 ) 6 - هيچ ثروتى براي پيشگيرى از فقر مؤثرتر از تن دادن به روزى نيست ، واين جمله نظير جملهء قبلي است .