تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
باشد پناه بردن به خدا از شرّ آن واجب است .

( 3304 ) 304 - امام ( ع ) در پاسخ كسى كه از وى مشكلى را پرسيد فرمود :

سَلْ تَفَقُّهاً وَلَا تَسْأَلْ تَعَنُّتاً - فَإِنَّ الْجَاهِلَ الْمُتَعَلِّمَ شَبِيهٌ بِالْعَالِمِ - وَإِنَّ الْعَالِمَ الْمُتَعَسِّفَ شَبِيهٌ بِالْجَاهِلِ الْمُتَعَنِّتِ ( 82612 - 82595 )

[ لغات ]

( معضلة ) : مسأله مشكل ( تعنّت ) : درخواست كار دشوار براي كسى كه از أو چيزى مىطلبد ( تعسف ) : بيراهه رفتن

[ ترجمه ]

« بپرس براي آموختن نه براي به مشكل افكندن ، زيرا ناداني كه در صدد فراگيرى است مانند داناست اما عالمي كه به بيراهه رود به سان نادان است » .

[ شرح ] ( 82612 - 82588 )

امام ( ع ) از گفتار پرسش كننده فهميد كه هدفش آزمودن امام ( ع ) است ، اين بود كه قبل از پاسخ به أدب كردن وراهنمايى أو پرداخت بر آنچه شايستهء پرسش وهدف پرسيدن است يعنى چيز فهمي نه طرف را به سختى انداختن ، چون مورد اوّل براي انسان مفيد است . تفقّها وتعنّتا دو مفعول له ويا دو مصدرند كه جايگزين حال شده‌اند ، امام ( ع ) به وسيلهء قياس مضمرى بر سؤال براي آموزش ترغيب كرده است كه صغراى آن عبارت : فانّ الجاهل المتعلّم شبيه بالعالم است ، ووجه شبه ، مشترك بودن آن دو تن در دانش طلبي ومقصد است . وكبراى مقدّر آن چنين است : وهر كس كه مانند عالم باشد ، شايسته است كه روش أو را داشته باشد . آن گاه از رفتن به راه نادرست در پرسش ، وانحراف از آن به چيزى غير از مقصود اصلى به وسيلهء قياس مضمرى بر حذر داشته است كه صغراى آن : فانّ