تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
كناية از كاربرد شمشيرها ونيزه‌ها در پيكر دشمنان ، براي كشتن وزخمى كردن آنهاست . 3 - اين عبارت كناية از طوفندگى وخشم آن بزرگوار به خاطر دين خداست از باب تشبيه به شير درنده‌اى كه در حال حمله وخشم است ، واين وجه در ميان وجوه سه‌گانه بهتر از همه است . واجتماع مؤمنان وأهل طاعت خدا را به اجتماع ابرهاى پراكنده تشبيه كرده است ووجه شبه سرعت اجتماع است ، چون ابر بهار زود فرآهم مىآيد !

( 4002 ) 2 - در سخنى از آن حضرت است :

هَذَا الْخَطِيبُ الشَّحْشَحُ ( 80200 - 80198 )

[ ترجمه ]

« اين سخنگوى زبان‌آور وماهر » .

[ شرح ]

( 80222 - 80198 ) مقصود از شحشح زبان‌آور وماهر در خطبه خوانى وتوانا در اداى سخن ، وهر تندگو وتندرو را شحشح گويند . اما شحشح در غير اين مورد به معنى بخيل وممسك است . نقل كرده‌اند كه امام ( ع ) سخنرانى را ديد كه سخن مىگويد ، فرمود اين خطيب شحشح - يعنى ماهر در گفتار - كيست ؟

( 4003 ) 3 . در گفتارى از آن بزرگوار آمده است :

إِنَّ لِلْخُصُومَةِ قُحَماً ( 80229 - 80227 )

[ لغت ]

( قحم ) : مهلكه‌ها ونابوديها

[ ترجمه ]

« دشمنى ونزاع باعث رنج ونابودى است » .