تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
معنايى كه قبلا ذكر كرديم « 74 » . آنچه را كه سيّد نقل كرده است - همان طورى كه خود أو نيز مىگويد - با گفتار عرب تناسب بيشترى دارد جز اين كه نصّ الحقاق استعاره است ، نه تشبيه ، هر چند كه أساس استعاره نيز بر تشبيه استوار است . عصبة ، يعنى : فرزندان وخويشاوندان پدرى ، از آن رو عصبه گفته‌اند كه آنان أطراف اويند ووابستهء به أو مىباشند . بعضي گفته‌اند : ممكن است ، مقصود از نصّ ارتفاع باشد ، گفته مىشود : نصّت الضّبة رأسها ، وقتي كه سوسمار سر خود را بلند كند . واز همان ريشه است : منصّة العروس [ حجلهء عروس ] براي اين كه عروس بالاى حجله مىرود ، وامكان دارد كه كلمهء حقاق را استعاره براي پستانهاى كوچك آورده باشد ، آن گاه كه برجسته وبالا آمده گردد وبه صورت يك حقّه در آيد ، يعنى وقتي كه پستان دختران در آن حدّ بالا آمد خويشان پدرى سزاوارترند تا مادر ، چون وقت درك آنهاست ونشانهء شايستگىشان براي همسرى .

( 4005 ) 5 - در سخنى از امام است :

إِنَّ الْإِيمَانَ يَبْدُو لُمْظَةً فِي الْقَلْبِ - كُلَّمَا ازْدَادَ الْإِيمَانُ ازْدَادَتِ اللُّمْظَةُ ( 80525 - 80515 )

[ ترجمه ]

« ايمان در دل همچون نقطهء سفيدى پديد آيد ، هر چه ايمان بيشتر شود آن نقطه بزرگتر گردد » .

[ شرح ]

( 80525 - 80515 ) لمظة : نقطه‌اى از سفيدى يا چيزى مانند آن است واز همين ريشه است كه مىگويند :
هامش
( 74 ) تا اينجا ظاهرا شرح سيّد رضى - رحمة اللّه عليه است ، همان طورى كه از گفتار شارح نيز چنين بر مىآيد ، وامّا از اينجا ببعد ، سخن شارح است - م .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 634 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم