تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥

[ شرح ]

( 78414 - 78402 ) دم فروبستن از سخن حكيمانه ، جانب تفريط از فضيلت گفتار ، وسخن گفتن از روى ناداني صفت ناپسندى است نقطهء مقابل آن ، اما حق وعدالت ، همان سخن به حكمت گفتن است كه فضيلتى است در گفتار .

( 3169 ) 169 - امام ( ع ) فرمود :

مَا اخْتَلَفَتْ دَعْوَتَانِ إِلَّا كَانَتْ إِحْدَاهُمَا ضَلَالَةً ( 78424 - 78418 )

[ ترجمه ]

« دو دعوت با يكديگر مخالف نمىافتند مگر يكى از آن دو ، [ دعوت به ] گمراهى باشد » .

[ شرح ]

( 78424 - 78418 ) اختلاف واقعي تنها بين دو نقيض است . وچون دعوت يا به حق است كه همان رفتن به راه خداست ويا دعوت به غير حقّ است . چون به هر راهى جز راه حق دعوت كنند گمراهى از راه حق وانحراف از راه خداست ، ناگزير دو دعوت اختلاف نخواهند داشت ، مگر اين كه يكى از آنها به راه حق وديگرى به راه گمراهى رفته ويا باعث گمراهى باشد ، واين دليل بر بطلان اين عقيدة است كه هر مجتهدي به حق است « 54 » . امّا عقيده‌اى كه از امام ( ع ) نقل شده وبه ما رسيده است آن است كه حق يكى است ودر يك طرف است ، وآن كه به حقّ رسيده وبر حق است يك طرف است .

( 3170 ) 170 - امام ( ع ) فرمود :

مَا شَكَكْتُ فِي الْحَقِّ مُذْ أُرِيتُهُ ( 78433 - 78428 )

[ ترجمه ]

« در بارهء حق از وقتي كه آن را شناخته‌ام ترديدى به خود راه نداده‌ام » .
هامش
( 54 ) اين استدلال عامّه است كه بعضي از علماى عامّه معتقدند اختلاف خليفه ، حتّى به عنوان يك مجتهد با پيامبر ( ص ) نيز به اين دليل درست است - م .