ماليدن بر مار ملايم وجلوهء آن نيكوست ، نادان آن را النگويى از طلا ونقره تصور مىكند وبه دليل ناآگاهى از زهر درون مار ، به سمت أو مىرود ، ولى آن كه مار را مىشناسد از آن دورى مىجويد .
( 3111 ) 111 - از امام ( ع ) راجع به قريش پرسيدند ، فرمودند :
مَا ؟ بَنُو مَخْزُومٍ ؟ فَرَيْحَانَةُ ؟ قُرَيْشٍ ؟ - نُحِبُّ حَدِيثَ رِجَالِهِمْ وَالنِّكَاحَ فِي نِسَائِهِمْ - وَأَمَّا ؟ بَنُو عَبْدِ شَمْسٍ ؟ فَأَبْعَدُهَا رَأْياً - وَأَمْنَعُهَا لِمَا وَرَاءَ ظُهُورِهَا - وَأَمَّا نَحْنُ فَأَبْذَلُ لِمَا فِي أَيْدِينَا - وَأَسْمَحُ عِنْدَ الْمَوْتِ بِنُفُوسِنَا - وَهُمْ أَكْثَرُ وَأَمْكَرُ وَأَنْكَرُ - وَنَحْنُ أَفْصَحُ وَأَنْصَحُ وَأَصْبَحُ ( 76556 - 76507 )
[ ترجمه ]
« امّا قبيله بنى مخزوم گل خوشبوى قريشند ، سخنان مردانشان وازدواج با زنانشان دوستداشتنى است ، وامّا بنى عبد شمس ، دورانديشترين وپيشگيرترين افرادند از آنچه در پشت سر آنهاست ، وامّا ما ( بني هاشم ) بخشندهترين افراد قريش هستيم نسبت به آنچه در دست داريم وبه هنگام مرگ جانبازترين آنانيم ، وآن قبايل ، پرشمارتر ، فريبكارتر وزشتروترند ، امّا ما فصيحتر ، خيرخواهتر وخوشروتريم . »
[ شرح ]
( 76556 - 76501 ) بنى مخزوم طايفهاى از قريشند ، مخزوم ، خود ، پسر يقظة بن مرّة بن كعب بن لوى بن غالب است ، واز جمله آنان ، أبو جهل بن هشام بن مغيرة ودودمان مغيره است ، مخزوم بوى خوشى همچون گل ميخك ورنگى چون رنگ آن داشت ، وغالبا فرزند شباهت به پدر دارد ، واز آن رو ، اين طايفه را گل خوشبوى قريش گفتهاند ، ومغيرة بن عبد اللّه بن عمر بن مخزوم به همان نام موسوم بود . بعضي گفتهاند مردان اين طايفه به دليل كياستى كه داشتند سخن گفتن با ايشان دوستداشتنى بود ، وزنانشان داراى ظرافت وخودآرائى واظهار محبّتى نسبت به مردان بودند ، از اين رو ازدواج با آنان دوستداشتنى بود .