اكنون مطابق اين تفسير ، پاسخ گفتن به پرسش بالا نيز امكانپذير است ، با اين توضيح كه قضا به معنى ياد شده با مختار بودن بنده وسن تكليف وپاداش وكيفر أو ، منافاتى ندارد زيرا كه معناى اختيار همان آگاهى بنده است از اين كه وى داراى نيرويى است كه هرگاه ميل به فعل - كه از آن تعبير به اراده مىكنند - ويا نفرت از فعل - كه از آن تعبير به كراهت مىكنند - بدان ضميمه شود وى هم قادر بر فعل وهم بر ترك آن است وهر دو برايش امكان دارد واين جريانى است كه با علم خداى تعالى بر وقوع يا عدم وقوع هر يك از دو طرف ، منافاتى ندارد ، هر چند كه يكى از دو طرف در علم خدا به طور قطع به عنوان عرض خارجي صادر خواهد شد .
وآنگهى تكليف بر حسب آنچه در علم خدا گذشته است ، متوجّه بنده نمىشود ، بلكه علاوة بر آن ، دو عامل ديگر در كار است :
اوّل - عامل فاعلى كه همان حكمت خداى تعالى است ، يعنى پروردگار ، موجودات را به بهترين واستوارترين صورت آفريده وهدايت هر موجود ناقص به كمال مطلوبش ، به نحوى است كه درخور اوست .
دوم : عامل قابليت ، يعنى ، بنده داراى صفت اختيار - با تعريفى كه گذشت - بوده باشد ، از اين رو ، امام ( ع ) ده چيز را به شرح زير از خصوصيات اختيار وتكليفي شمرده است كه براي رسيدن به نتيجة ، مقصود اصلى حكمت است :
1 - خداوند بندگانش را مأمور كرده است با اختيار ، تخييرا مصدر جانشين حال است .
2 - آنان را نهى كرده است از روى بيم وترس . تحذيرا مفعول له است .
3 - تكليف آنان را آسان قرار داده است ، تا كار بر آنها آسان باشد وميل وعلاقة پيدا كنند .
4 - تكليف آنان را دشوار قرار نداده ، تا اين كه حالت اختيار داشته باشند
و
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 474
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٤٧٤