معناى واجب مىباشد .
توضيح پرسش آن مرد اين است : اگر رفتن ما به قضا وقدر بوده است ما در زحمتى كه كشيدهايم بىاجريم ؟ واين از آن روست كه در گفتار از « قضا » ، آفرينش اراده مىشود وآنچه كه خداوند در بنده آفريده است بدون اختيار بنده وهر چه كه غير اختياري باشد اجر ومزدى در انجام آن وجود ندارد .
عبارت امام ( ع ) : ويحك . . . الوعيد
بيانگر ريشهء گمان اوست وآن شايد چيزى است كه وى در مورد تفسير قضا وقدر ، مىپنداشته ، يعنى علم خدا كه خواه وناخواه كار بايد مطابق آن انجام بگيرد .
( 75053 - 75025 )
وعبارت : انّ اللّه سبحانه امر عباده تخييرا
اشاره است به تفسير قضا به معنى امر وفرمان الهى ، همان طورى كه امام ( ع ) در پاسخ كسى كه از معناى آن مىپرسد - با استشهاد به آية شريفه
« وَقَضى رَبُّكَ »
براي اثبات اين تفسير - تصريح كرده است ، وبديهي است كه امر ونهى الهى با مختار بودن بنده در كار خود ، منافاتى ندارد . البتّه اين پاسخ نسبت به مقدار فهم طرف سؤال يك پاسخ اقناعي است وگاهى در تفسير قضا گفتهاند : قضا ، عبارت است از آفرينش خداى متعال تمام صورتهاى كلّى وجزئي موجودات را كه اين صورتها در عالم عقول به تعداد زياد وبىنهايتند ، سپس از آنجا كه ايجاد آن گروه صورتهايى را كه به مادّه وابستگى دارند در مادّهء خود ، وبيرون آوردن از مرحلهء قوّه واستعداد به مرحلهء فعليّت يعنى پذيرش صورتها ، يكى پس از ديگرى وتدريجي بوده است ، بنا بر اين قدر عبارت است از ايجاد آن أمور وتفصيل آنها يكى پس از ديگرى ، همان طور كه خداى متعال فرموده است :
وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
« 25 » .
هامش
( 25 ) سوره حجر ( 15 ) آيهء ( 21 ) يعنى : وهيچ چيز در جهان نيست مگر اين كه منبع وخزينهء آن نزد ماست ولى ما از آن بر عالم خلق جز به مقدار معينى كه مصلحت است نمىفرستيم .