مأمور حفاظت آنها بودى ، در حالي كه كسى آنها را حفظ نمىكرد وسپاه دشمن را از آنها دور نمىساخته ، تدبيري آشفته است . در حقيقت تو پلى براي عبور دشمنانت براي چپاول دوستانت گشتهاى ، در حالي كه نه پشتوانهء محكمى بودى ونه كسى از تو ترس داشت . نه گذرگاه غارتگران را بستى ونه شكوه دشمن را درهم شكستى ، ونه كسى بودى كه مردم شهر خود را بىنياز كنى ونه از جانب فرمانده خود كارى انجام دادى والسلام » .
( 70735 - 70660 )
[ شرح ] عبارت : امّا بعد . . . متبّر
بدان كه در آغاز نامه همان طور كه روش يك گوينده است ، به طور اجمال ، مىخواهد أو را به خاطر انجام كارى ومسامحهاى كه از أو سرزده ومهمتر از آن بوده است ، سرزنش كند . آنگه هدف خود را از نامه به طور تفصيل بيان كرده است با اين عبارت : وانّ تعاطيك . . . شعاع وآنگهى أو را از چنين انديشهاى به دليل پيامدهاى فاسد ونارواييها برحذر داشته است :
1 - بودن أو به صورت پلى ، لفظ : پل را به اعتبار عبور دشمن از قلمرو أو به سمت هدفش استعاره آورده است . وبعضي : به جاى جسرا ، حسرا روايت كردهاند ، آن نيز مجاز است ، از آن جهت كه پادگانهاى أو از سربازهايى كه دشمن را تعقيب كند ، تهى است ، پس وى مانند پوشش ولباس جنگ بىفايده است .
2 - پشت استوارى ندارد ، كناية از اين كه أو ناتوان است ، وهم چنين هيبتي 3 - كسى كه گذرگاه مرز را نبسته .
4 - شكوه دشمن را درهم نشكسته .
5 - مردم شهرش را در دفع دشمنانشان بىنياز نكرده ( أسباب دفاع از مردم را فرآهم نساخته ) .
6 - واز جانب فرمانده خود كارى را انجام نداده .