حكومت بر شما باشد ، آن حكومتى كه متاع چند روز دنياست كه همچون سراب نابود ، ويا چون ابر از هم پاشيده مىشود . در نتيجة از ميان آن همه رويدادها به پا خاستم تا نادرستيها مهار شد واز بين رفت ، وكشتى دين آرام گرفت واز تلاطم باز ايستاد . » واز همين نامه است :
« به خدا قسم ، اگر من به تنهايى با آنها [ لشكريان معاوية ] رودررو شوم در حالي كه آنان همهء روى زمين را پر كرده باشند نه باكى خواهم داشت ونه به هراسى مىافتم . ومن گمراهيى را كه آنان گرفتار آنند ورستگاريى را كه خود به آن رسيدهام ، به چشم خويش مىبينم واز سوى خداى خود بدان باور دارم . ومن به ديدار پروردگارم مشتاق ، وبه جزا وپاداش نيك أو اميدوارم ، امّا غم من براي آن است كه امر اين امّت را نادانان وبدكارانشان بر عهده گيرند ، ومال خدا را بين خود ، دست به دست كنند ، وبندگان خدا را به صورت غلامان ، افراد خوب را به صورت دشمنان ، وبدان را دار ودسته وهمكار خود قرار دهند . براستى از ايشان كسى هست كه در ميان شما مسلمانان باده گسارى كرد ودر باره أو حدّى را كه در اسلام تعيين شده ، اجرا كردند ، وبرخى از آنان تا چيزكى بابت اسلام آوردن به آنان عطا نشد اسلام نياورند ، پس اگر اينها نبود ، من شما را زياد اصرار وسرزنش نمىكردم ، وبر جمع شدن وترغيب شما پافشارى نمىكردم ، واگر زير بار نمىرفتيد وسستى مىكرديد به حال خودتان مىگذاشتم .
آيا نمىبينيد [ بر اثر غلبه دشمن ] سرزمينتان كم شد وبر شهرهاى شما استيلا يافتهاند وبه أموال شما دست يازيدهاند ، ودر شهر وديارتان جنگ وستيز مىكنند . خدا شما را بيامرزد ، به پيكار با دشمنتان رهسپار شويد ، وزمينگير نباشيد تا به پستى نيفتيد ، وبه خوارى وذلّت برنگرديد ، در نتيجة پستترين چيز نصيب شما نگردد ، براستى حريف جنگ هوشيار وبيدار است ، هر كس بخوابد دشمن از
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٣٣٧