تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
يك از ما را بر ديگرى حجت قرار داده است ، پس تو براي رسيدن به دنيا به تأويل وتوجيه قرآن پرداختى « 1 » ، واز من چيزى را مطالبه كردى كه نه دستم به آن جنايت آلوده است ونه زبانم ، در حالي كه تو ومردم شام ، در برابر من سر به شورش گذاشتيد ، داناى شما ، نادان را وايستادهء شما نشسته را بر من شوراند . پس از خدا بترس ومهار خود را از دست شيطان بيرون كن ، وبه سمت آخرت روبرگردان كه اين راهى است كه من وتو بايد برويم ، وبترس از آن كه خداوند تو را به بلايى ناگهانى گرفتار كند كه ريشه‌ات را بركند ونسلت را قطع كند . من براي تو به خدا سوگندى ياد مىكنم كه خلاف ندارد ، كه اگر دست روزگار من وتو را جمع كند ، همواره با تو پايدار مىايستم
حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنا وَهُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ
« 2 »

[ شرح ]

( 70025 - 69993 )

عبارت : اما بعد . . . لنبتلى بها

اشاره به هدف از آفرينش دنيا وفايدهء آن است ، تا بدان وسيله أو به خود آيد وبراي خدا كار كند ، ومقصود از تلاش در دنيا آن است كه انسان مأمور به تلاش براي كسب دنيا تنها به خاطر دنيا نشده است مگر به قدر ضرورت ، مورد امر ودستور الهى در اين آية مباركه است :
هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا
« 3 » ( 70038 - 70026 )

در عبارت : وقد ابتلانى . . . تا آخر

بعضي از هدفهاى دنيا را بيان مىكند ، در پيش چگونگى آزمايش خداوند بندگان خود را دانستيم ، منظور از آزمايش امام ( ع ) به وسيلهء معاوية ، همان نافرمانى وستيز وى با امام ( ع ) است ، به طورى كه اگر امام از مقاومت در برابر أو كوتاهى كند ورودرروى أو نايستد مورد
هامش
( 1 ) چون معاوية به مردم مىگفت من به خونخواهى عثمان قيام كرده‌ام وآيهء« وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً »بر آنها قرائت مىكرد وبه آية قصاص تمسك مىجست - م . ( 2 ) سورهء أعراف ( 7 ) آية ( 87 ) يعنى : تا خدا بين من وتو داورى كند ، وخداوند بهترين داوران است . ( 3 ) سورهء ملك ( 67 ) آية ( 15 ) يعنى : پس شما در پستى وبلندى زمين حركت كنيد واز روزى أو بخوريد .