تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
وبعد از آن كه امام ( ع ) بر سرانجام كار دنيا توجّه داده است ، وهم بر اين كه خداوند هر يك از آنها را حجّتى بر ديگرى قرار داده تا معلوم شود كه كدام يك نيكوكارترند ، به موعظه وبرحذر داشتن أو برگشته است ، از اين رو دستور داده تا در بارهء جان خود از خدا بترسد كه مبادا با نافرمانى خدا ومخالفت امر أو ، دچار هلاكت شود ، وزمام اختيارش را از دست شيطان بيرون كند . لفظ قياد ( افسار ) را براي أميال طبيعي استعاره آورده است ، وجهت اين استعاره ، آن است كه اين أميال در حقيقت افسارى است كه انسان را به سمت معصيت وگناه مىكشد ، وقتي كه به دست شيطان سپرده شده باشد ، وبدان وسيله غرق در لذّتهاى كشنده ومهلك گرديده باشد . وستيز أو با شيطان عبارت است از ايستادگى در مقابل هواي نفس وانتقال از سمت افراط به حدّ اعتدال در مورد شهوت وغضب ، وديگر اين كه به آخرت توجّه كند يعنى روى خود را به سمت آخرت برگرداند ، در حالي كه خوبى وبدى وسعادت وشقاوتى را كه در آخرت آماده شده مورد بررسى قرار دهد وبا چشم بصيرت آن را بنگرد تا براي آنجا كار وكوشش كند . ( 70119 - 70079 )

جمله : فهي طريقنا وطريقك ،

مقدمهء صغراى قياس مضمرى است كه بدان وسيله بر ضرورت توجه به عالم آخرت ، هشدار داده شده است . وكبراى مقدر آن نيز چنين است : وهر چه كه مسير حركت انسان باشد بايد مورد توجه قرار گيرد . وآخرت را راه ومسير ناميده است به عنوان مجاز از پايان راه ، از باب اطلاق غايت بر مغيّا . بعد امام ( ع ) معاوية را از خدا ترسانده است كه مبادا أو را به بلايى گرفتار سازد ، كه تا ريشهء أو نفوذ كند وريشه‌اش را از بيخ وبن بركند ، مقصود امام ( ع ) منع أو از حركت به سمت وى وجنگ با اوست ، واز آن روست كه سوگند ياد كرده است ، بر فرض آن كه دست روزگار آنها را در يكجا گرد آورد ، در برابر أو استوار بماند تا خداوند ما بين آنها داورى كند ودر اين بيان ، وعدهء قطعي به عذابي سخت ودشوار است .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 318 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم