منفصله ودر حقيقت چنين است : عمل شما از دو صورت ، بيرون نيست : يا اين است كه شما از روى ميل واراده بيعت كردهايد ويا از روى بىميلى وبه اجبار .
امّا اگر صورت اوّل باشد ، همان مورد نظر ماست ، ونافرمانى شما را محكوم مىكند وبايد هر چه زودتر وپيش از آن كه اين معصيت در دل شما نفوذ كند به جانب خدا برگرديد وتوبه كنيد . وامّا صورت دوم به سه دليل نادرست وباطل است :
1 - لازمهء اين عمل شما دورويى ونفاق است كه شما نسبت به من اظهار فرمانبرى وأطاعت كنيد ودر باطن سر نافرمانى داشته باشيد ، كه همين خود سبب مىشود كه راه اعتراض من به گفتار ورفتار شما باز باشد .
2 - شما دو تن نسبت به من از ديگر مهاجران به ترس وتقيه وپنهان داشتن نافرمانى سزاوارتر نبوديد ، توضيح آن كه طلحه وزبير نيرومندترين مردم واز ديگران مهمتر بودند ، بنا بر اين ديگر مهاجران به هنگام بيعت ، وبعد از آن در بيعت شكنى ، براي ترس وتقيّه سزاوارتر از آنها بودند .
3 - براستى ، زير بار بيعت امام ( ع ) نرفتن آنها پيش از آن كه دست بيعت دهند ، از پيمان شكنى وبيرون رفتن از بيعت بعد از پذيرش آن ، آسانتر وقابل قبولتر بود . واين سه بخش از سخنان امام مقدمات صغراى قياس مضمرى هستند كه كبراى اوّلى : هر چه باعث آن شود كه راه اعتراض بر شما باز شود ، انجام آن بر شما حرام است ونبايد شما مرتكب آن شويد ، وكبراى دومى : وهر كس از مهاجران كه در ادعاى خود ، سزاوارتر از ديگران نباشد ، در صورتي كه آنان ادّعايى نكردهاند ، أو نيز نبايد مدّعى شود . وكبراى سومى چنين است : وهر چه آسانتر وآمادهتر براي بهانه وعذر باشد نبايد آنها خود را در تنگنا ودر موردى قرار دهند كه عذر وبهانهاى ندارند .
( 69948 - 69943 )
عبارت : وقد زعمتما انّى قتلت عثمان
( به گمان شما من عثمان را