تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
1 - طول غيبت نوعي سختگيرى نسبت به رعيت وتنگ نظري است . چون ديدار آنان با حاكمشان باعث برطرف شدن اندوه ناشى از مشكلاتشان مىگردد . 2 - طول غيبت باعث اطلاع كمتر از أمور مىشود ، يعنى لازمه مخفى بودن طولانى از انظار ، بىاطلاعى از أمور است ، بنا بر اين نام لازم را بر ملزوم اطلاق فرموده است . وبا اين عبارت مطلب را تأكيد كرده است : وهمين‌رو پنهان كردن از مردم است كه باعث بريدن از مردم مىشود ، يعنى مانع اطلاع بعضي از فرمانروايان از أمور پنهانى رعيت مىگردد . آن گاه به پيامدهاى نارواى آن ناآگاهى اشاره فرموده است . به اين ترتيب كه كارهاى بزرگ مردم را كوچك مىبيند ، مثل اين كه اگر يكى از اطرافيان حاكم ، دست به ستمكارى بزند ، دستياران جرم أو را كوچك قلمداد مىكنند وحاكم هم آن را كوچك مىبيند ، وهمچنين كارهاى كوچك را بزرگ مىبيند . مثلا يك نافرمانى كوچك كه از مقام پايين‌تر نسبت به بالاتر سر بزند . وهمين طور كارهاى خوب مردم را بد ، وكارهاى بد را خوب مىبيند ، وحق وباطل با هم درآميخته ومشتبه مىشوند ، واين است معناى عبارت امام ( ع ) : فيصغر . . . بالباطل . آن گاه چند دليل آورده است بر اين كه لازمهء رو پنهان كردن از مردم به مدّت زياد ناآگاهى است ، با اين عبارت : وانّما الوالي بشر . . . الصدق والكذب ، كه در حقيقت چنين است : زيرا حاكم يك فرد از بشر است واز ويژگيهاى بشر آن است كه هيچ چيز را جز به وسيلهء نشانه ، نشناسد ، واز طرفي ، حق نشانه‌هايى ندارد ، تا بدان وسيله أنواع سخنان راست از نادرست بازشناخته شود . 3 - امام ( ع ) وى را به خوددارى از رو پنهان كردن از مردم به وسيلهء قياس مضمرى تشويق كرده است كه مقدّمهء صغراى آن يك قضيهء شرطيهء منفصله است وآن عبارت است از : وانّما أنت . . . بذلك وخلاصه معناى آن
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 297 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم