تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
( 69192 - 69161 ) پانزدهم : بر فرض اين كه تودهء مردم أو را ستمگر وظالم پندارند ، امام ( ع ) به أو دستور مىدهد كه به طور روشن وآشكار در بارهء پندار ايشان كه أو را ظالم تصور كرده‌اند ، دليل وانگيزهء خود را ابراز كند وبا اظهار خود ، پندار آنها را از بين ببرد . ودر اين مورد نيز أو را به وسيلهء قياس مضمرى ترغيب نموده است كه عبارت : فانّ . . . الحقّ صغراى آن است ، يعنى اين كه با اين اظهار دليل وانگيزه - در صورتي كه عذر ودليلي دارى - به خواسته‌اى كه دارى ، خواهى رسيد ، به اين معنى كه با آگاه شدن آنها از كار تو كه از روى حق بوده است ، نه از روى ستم ، آنها را بر طريق حق استوار خواهى ساخت . وكبراى مقدّر آن چنين است : وهر چه كه آن چنان باشد ، شايسته انجام دادن است . ( 69215 - 69193 ) شانزدهم : أو را از ردّ صلح خداپسندانه‌اى كه دشمن به آن دعوتش مىكند برحذر داشته وأو را به مصالح وفوايدى كه اين عمل دارد به وسيلهء قياس مضمرى توجّه داده است ، كه مقدمهء صغراى قياس ، عبارت : فانّ في الصّلح . . . لبلادك است ، وآنها سه مصلحت روشن وآشكارى است كه در اثر صلح وسازش به دست مىآيد . وكبراى مقدّر آن ، چنين است : وهر چيزى كه مشتمل بر چنين مصالحى باشد پذيرفتنش لازم وواجب است . ( 69237 - 69216 ) هفدهم : أو را پس از سازش ، سخت از دشمن بر حذر داشته ، وامر به گرفتن جانب احتياط نموده است ، ونيز دستور داده به حسن ظنّى كه ممكن است از صلح وسازش با دشمن پيدا شده باشد ، متكى نباشد . وبر ضرورت اين احتياط وحذر داشتن با قياس مضمرى توجه داده است كه مقدمهء صغراى آن ، جمله : فانّ العدوّ ربّما يتقارب ليتغفّل يعنى : چه بسا دشمن با صلح وسازش به أو نزديك شده تا أو را غافلگير سازد وبر أو پيروز گردد . وامام ( ع ) خود در اين باره دلايل وشواهدى آزموده دارد . وهر دو مفعول به دليل وضوح وروشن بودن آنها حذف شده‌اند . وكبراى مقدر نيز چنين است : وهر كس چنان باشد