تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
أموري كه امام ( ع ) دستور انجام آنها را مىدهد ، چون زمينه ومقدمهء واجبند ، بنا بر اين انجام تمام اين كارها واجب خواهد بود . ( 68815 - 68787 ) چهارم ، كارهايى كه هر چند به مصلحت عموم مردم وبه نفع همه است أو خود بايد بدون واسطه انجام دهد . كلمهء أمور ، مبتدأ وخبر آن محذوف است : وهناك أمور يعنى در اينجا أموري هست ، ويا عباراتى نظير آن . از جملهء آن أمور پاسخ دادن به كاركنان است ، در جايى كه اين كار از عهدهء منشيان برنيايد ، أو خود آن طور كه مصلحت مىبيند پاسخ دهد . واز جمله رسيدگى به نيازهاى مردم در موردى است كه يارانش در انجام آن سعهء صدر نشان نمىدهند ، وشايسته نيست كه به آنها واگذار كند ، زيرا در نهايت اگر آنها برآورده كنند باز هم رضايت بخش نخواهد بود . ( 68825 - 68816 ) پنجم : بايد هر روز كار همان روز را انجام دهد وبر اين مطلب با اين عبارت توجه داده است : فإنّ لكل يوم ما فيه يعنى زيرا هر روز كار مخصوص به خود دارد . واين جمله صغراى قياس مضمرى است كه كبراى مقدّر آن چنين است : واگر هر روزى كار مخصوص به خود دارد پس بايد در همان روز انجام گيرد . ( 68840 - 68826 ) ششم : بهترين فرصتها را در كارها واعمال بين خود وخدا صرف كند ، يعنى أوقات لازم براي اعمال واجب ، وبهترين نوع كارها آن كارى است كه در وقت معين انجام گيرد پس با فضيلت‌ترين أوقات وقتي است كه از گرفتاريهاى دنيايى فارغ وبه خلوت با خدا مقرون باشد . ( 68853 - 68841 ) ودر عبارت :

وان كانت . . . الرّعية

توجّه بر اين مطلب داده است كه بالاترين اعمال ، عملي است كه تنها براي خدا باشد . ( 68868 - 68854 ) هفتم : در آن فرصت معيّن ، كه ويژهء خدا ومخصوص عمل ديني قرار داده ، واجبات الهى را با اخلاص وتوجّه خاصّى انجام دهد .