نظر شرع موظف به انجام آن است ، بيرون مىكند . واما خيانت براي آن است كه اولويت در انتخاب كاركنان وواليان از وظايف ديني است ، ودين هم أمانتي است در دست كسى كه آنان را به كار مىگمارد ، بنا بر اين اگر بدون رعايت اين امانت ، بىحساب واز روى هوا وهوس انتخاب كند به دور از امانتدارى ، وخود نوعي خيانت است .
( 68027 - 67933 ) دوم اين كه اشخاصى را با ويژگيهاى ياد شده به دلايلى كه ذكر شد ، براي كارها در نظر بگيرد .
سوم وسايل خورد وخوراك آنان را فراوان كند ، در اين مورد از سه جهت مصلحت كار را بيان فرموده است :
1 - فراوان داشتن خورد وخوراك ، انگيزهاى براي خود سازى آنهاست ، كه خود امرى ضروري است .
2 - اين كار باعث بىنيازى آنان از دستدرازى به مال مسلمانانى است كه در تحت اختيار آنها قرار دارند .
3 - اين عمل ، دليلي براي أو در برابر آنها خواهد بود كه فرمان أو را نبرند ويا در امانت ايجاد خدشه كنند ، كلمهء : الثّلم به معنى ايجاد خدشه استعاره براي خيانت است .
جهات سهگانه ، مقدّمات صغراى قياسات مضمرى هستند كه كبراى هر كدام از آنها چنين است : وهر چه آن چنان باشد ، انجامش داراى مصلحت لازم وفايدهء قطعي است .
چهارم ، آن كه كارهاى آنها را بررسى كن ، وبازرسان وجاسوسانى از مردم راستگو وباوفا بر آنان بگمار . وبه جهت مصلحت اين كار ، با اين بيان اشاره فرموده است : فانّ تعاهدك . . . بالرّعية زيرا بررسى كارهاى ايشان ، با اطّلاع وآگاهى آنها بر اين كه اين بررسى از طرف اوست انگيزهاى براي امانتدارى در
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٧٥