أصل مهم كار است از همين جا شروع كرده است .
2 - از أهل شرم وحيا باشد ، نه آن چنان كه در كمرويى در حدّى باشد كه آلت دست ديگران گردد - كه طرف تفريط است - در نتيجة به وسيلهء أو حقوق ومنافع اشخاص را از بين ببرند ، ونه به مرز بىحيايى برسد ، كه موضع افراط است ، وباعث بىاعتبارى أو نزد مردم ونفرت دلها از وى شود .
3 - از اعضاى خانوادههاى خوشنام وپيشقدم در اسلام باشند ، در اين عبارت كناية از خانوادههاى با سابقهء در ديانت وخوبى است ، كه ريشهدار در اين امورند . وبه دليل مصلحت وحكمت در به كار گماردن كساني با اين ويژگيها با اين عبارت اشاره فرموده است : فانّهم . . . نظرا ، توضيح آن كه شرم وحيا ودرستى واصالت خانوادگى وپيشقدم بودن در اسلام ، باعث بزرگوارى وحفظ نواميس از تعرض ديگران ، وكم اعتنايى وبىتوجهى به چشم اندازهاى دنيوي مىگردد ، وهمچنين آزمودگى باعث تيزبينى ودور انديشى در بارهء نتايج وپيامد كارها مىگردد . اين عبارت به منزلهء صغراى قياس مضمرى است كه كبراى مقدّر آن چنين است : وهر كس چنان باشد ، شايستهتر براي واليگرى وكارمندى است .
اما دستورها :
أول آن كه در اعمال كاركنان دقت كند ، تا پس از آزمون وبررسى آنها را به كار گمارد وآنها را معامله گرانه واز روى هواي نفس مشغول كارى نكند ، مثل اين كه در برابر تقاضاى مقام ورياست چيزى به أو بدهند ودر مقابل ، ايشان را به شغلى بگمارد وبدون هيچ مشورتى در اين باره به ميل خود عمل كند ، زيرا اين بىحسابى وبه ميل خود رفتار كردن - چنان كه در بعضي نسخهها به جاى ضمير ، اين كلمات عينا آمده است - رشتههايى از ستمكارى وخيانت است : امّا ستمكارى ، از آن جهت است كه رفتار آن چنانى ، انسان را از عدالت لازمى كه از
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 274
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٧٤