آورد ، زيرا تمام اينها انگيزهء سستى وتنبلى نسبت به جهاد در راه خدا مىگردد .
14 - فرمان داده است تا در كارهاى مشكلى كه باعث درماندگى أو مىشود وكارها را بر أو مشتبه مىسازد به خدا وپيامبر رجوع دهد ، با استدلال به آيهء مباركه ، وبعد هم ، رجوع دادن به خدا را ، تفسير به فراگيرى محكمات قرآن ، ورجوع به پيامبر را تفسير به فرا گرفتن سنّت أو ، فرموده است ، وسنّت را با اين ويژگى تعريف كرده است كه جامع وگردآورنده باشد ، زيرا محور وهدف سنّت بر ضرورت اتّحاد واجتماع مردم بر بندگى خدا ورفتن به راه اوست .
( 67822 - 67745 ) دستهء دوم : قاضيانى كه به عدل وداد حكم مىكنند ، وآنان را با ويژگيهايى معرّفى فرموده ودر بارهء ايشان اوامرى صادر كرده است :
امّا در مورد انتخاب قاضى ، بايد از نظر أو بهترين فرد رعيّت باشد ، واين برترى را با چند ويژگى مشخّص كرده است :
1 - از آن كساني نباشد كه به هنگام مراجعه ، كارها بر أو سخت ومشكل جلوه كنند .
2 - از كساني نباشد كه طرفهاى دعوا ، نظر خود را بر أو تحميل كنند ، يعنى أو را با لجاجت وأدار كنند تا بر خلاف حق داورى كند . بعضي گفتهاند ، اين سخن كناية است از اين كه ، قاضى از آن كساني باشد كه طرفهاى نزاع أو را راضى كنند وأو اقدام به بحث وبررسى نكند ، وحرف اوّل آنها را بپذيرد .
3 - اگر اشتباهى از أو سرزد ، به اشتباه خود پافشارى نكند ، زيرا بازگشت به حق بهتر از ادامه در گمراهى است .
4 - به هنگام شناخت حق از بازگشت به حق در نماند ، آن طورى كه قضاة بد به خاطر حفظ مقام واز ترس زشتى كار غلط خود رفتار مىكنند .
5 - هواي نفسش ميل به حرص وآز نكند ، زيرا چشم طمع داشتن به مردم باعث احساس نياز به ايشان وانحراف از راه حق مىگردد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 271
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٧١