تنها به خود آنها مربوط است ، زيرا سپاهى مقام وموضع خاصّى دارد كه نبايد از آن تجاوز كند ، ووظيفهء اوست كه در حدّ وموضع خود بماند وآنچه لازمهء آن مقام است انجام دهد ، وهم چنين منشيان ، كاركنان ، قضاة وديگران ، كه هر كدام موضع خاصّى دارند كه بايد در آن حدّ بمانند ، ووظيفهاى است كه به عنوان پيمانى از جانب خدا بر عهدهء آنهاست كه اين پيمان نزد پيامبر ( ص ) وخاندانش محفوظ وشريعت اسلامى جامع آن وظايف است .
( 67253 - 67240 )
دوم : امام ( ع ) با عبارت : فالجنود باذن اللّه . . . معونتهم ،
بر اين مطلب توجه داده است كه هر كدام از گروههاى نامبرده وابسته به ديگرى است به طورى كه بدون آن استوار نيست ونيازمندىاش بدان حتمي است . وصورت وهيأت جامعهء شهر به مجموعهء آنها وابسته است . آن گاه امام ( ع ) نخست از سپاهيان شروع كرده است به دليل اين كه أصل در نظام جامعه آنهايند ، ودليل نيازمندى به سپاهيان را در چهار ويژگى بيان كرده است :
1 - سپاهيان به منزلهء دژهاى مردمند . كلمهء : الحصون ( دژها ) را به لحاظ آن كه آنها همچون دژى از رعيت نگهدارى ومراقبت مىكنند ، استعاره از سپاه آورده است .
2 - سپاهيان زينت حكمرانانند ، زيرا حاكم بدون سپاه مثل فردى از مردم است كه هيچ كس به أو اعتنا نمىكند وفرمان أو را نمىبرد وپيامد فاسد آن نيز روشن است .
3 - آنان باعث عزّت وحرمت دينند ، كلمهء عزت را بر سپاهيان از باب تسميه لازم بر ملزوم ، اطلاق فرموده ، زيرا وجود آنان براي عزت لازم وضروري است .
4 - كلمهء « أمن » را از باب اين كه در جادهها وديگر جاها وجود سپاه باعث امنيت است ، استعاره از سپاهيان آورده است واين عبارت به منزلهء صغراى