از خود بعيد دانسته است ، وواو در عبارت وحولى براي حال وعامل حال أبيت است وهمچنين عبارت أو ان أكون عطف بر أبيت است وآن دو از لوازم نتيجة قياس استثنائىاند زيرا اراده نكردن وى بر گزينش خوراكيها مستلزم نخوردن وبهره نگرفتن از آنها است واين خود مستلزم آن است كه با شكمى پر ودر حالي نخوابد كه در اطرافش شكمهاى گرسنه باشد تا بدان وسيله دچار ننگ وعار گردد .
اما شعر از باب تمثيل است وهدف دورى از ننگ وعارى است كه لازمهء استفاده از خوردنيهاى لذيذ است با وجود نيازمندانى كه نياز به اندك غذايى دارند وبر درستى وخوبى اين لوازم به وسيله پيامدهاى نقيضهاشان يعنى همان حالات مذكور ، توجه داده است ، شعر از حاتم بن عبد اللّه طايى واز قطعهاى است كه آغاز آن چنين است :
اى دختر عبد اللّه ودختر مالك واى دختر ذي البردين وصاحب أسب تندرو وقتي كه توشهاى فرآهم كردى كسى را بجوى تا آن را بخورد چون كه من به تنهايى غذا نمىخورم چه أو شخصي از راه دور آمده وبيگانه ويا نزديك واز خويشاوندان باشد ، مىترسم كه پس از مرگ مرا به بدى ياد كنند اين ننگ تو را بس كه شب با شكم پر بخوابى در صورتي كه پيرامون تو دلهايى محتاج به ظرفى سبوس باشند وبراستى من با آنچه در اختيار دارم ، تا وقتي كه مهمان دارم ، بندهء أو هستم ، هر چند كه اين روش ، روش بردگى نيست « 15 » حسبك داء « 16 » نيز روايت شده است ، اطلاق واژهء درد بر آن عمل ، از آن روست كه آن كار پستى است وبايد از آن دورى جست .
هامش
( 15 ) مخاطب در اين اشعار « ماويه » همسر حاتم است ومقصود از ذي البردين لقب عامر بن احيمر بن بهدله جدّ ماويه است - م .
( 16 ) اگر به جاى : « كفى بك عارا » ، حسبك داء باشد معنى چنين است : اين درد تو را بس كه . . . - م .