تقوا اشاره كرده است . اين ضمير « 14 » مانند ضمير در عبارت « وانما هي الكوفة » است كه قبلا گذشت ، ودر حقيقت عبارت چنين است : تنها همّت وحاجت من تمرين وتربيت نفسم به تقواست .
بدان كه تربيت نفس برمىگردد به بازداشتن آن از خواستهها ووأدار ساختن آن به أطاعت از مولايش ، وآن از تربيت چارپايان گرفته شده است ، يعنى همان طور كه چارپايان را از اقدام بر حركات ناشايست نسبت به صاحبش وكارهايى كه خلاف نظر اوست باز مىدارند ، همچنين قوّهء حيواني كه مبدأ حركات وكارهاى حيواني در وجود انسان است ، اگر به أطاعت از قوّهء عاقله عادت نكند به منزلهء چارپاى خواهد بود كه باعث ناخشنودى صاحبش مىگردد ، در آن صورت گاهى قوّهء حيواني از شهوت وگاهى از غضب پيروى مىكند وبيشتر وقتها در حركات ورفتار خود از مرز عدالت به يكى از دو طرف افراط وتفريط بر اثر انگيزههاى مختلف قواى متخيّله ومتوهّمه منحرف مىگردد ، وقوّهء عاقله را در جهت برآوردن خواستههاى خود به خدمت مىگيرد ، در نتيجة أو همواره فرمانده ( امّاره ) وقوّهء عاقله فرمانبر أو مىشود . امّا اگر قوّهء عاقله أو را رام كند واز تخيّلات وتوهّمات ، واحساسات وكارهاى شهوتزا وخشمانگيز باز دارد ، ومطابق خواست عقل عملي تمرين دهد وبر أطاعت امر خود تربيت كند به طورى كه به امر ونهى أو عمل كند ، قوّهء عقليّه مطمئنّه خواهد بود ، كارهايى با انگيزهها وپايههاى گوناگون انجام نخواهد داد ، وديگر قوا سر به فرمان أو وتسليم وى خواهند شد .
اكنون كه مطلب روشن شد در نتيجة مىگوييم : چون هدف نهايى از رياضت وتمرين نفس رسيدن به كمال حقيقي است وآن هم در گرو آمادگى
هامش
( 14 ) ظاهرا منظور ابن ميثم از الضمير ، كلمهء هي در عبارت انّما هي نفسي ، است . م .