است كه موجبات آن را فرآهم كند . در حالي كه أرباب تقوا ومعرفت از بيم مرگ فارغ بوده وبسا اين كه مردن ورهايى يافتن از قفس تن محبوب آنها نيز مىباشد ، زيرا مرگ براي آنان وسيله خلاصي ووصول به لقاى برترين محبوبشان است ، وخداوند متعال به همين مطلب اشاره كرده وفرموده است :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »
« 3 » آية شريفه دلالت دارد بر اين كه هر كس از روى صدق وراستى مدّعى دوستى خداوند است آرزوى مرگ دارد ، ونيز فرموده است :
قُلْ إِنْ كانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
« 4 » .
( 47911 - 47908 ) 8 - روشنى سياهى تاريكيهاى شماست [ اين ظاهر معناى جمله وضياء سواد ظلمتكم مىباشد - مترجم ] واژه ظلمت كه بر تاريكى اطلاق مىشود براي ناداني وغفلت دل استعاره شده ، وچون تاريكى سياهى را به همراه دارد با ذكر آن استعاره مذكور ترشيح داده شده است ، واين عبارت نظير گفتار آن حضرت است كه فرموده است : وجلاء عشاء أبصاركم ، چنان كه ملاحظه مىشود در تمامى جملات مذكور صنعت تضادّ موجود ، وقرينهها با ضدّ آن ذكر شده است .
( 47917 - 47912 ) پس از اين أمير مؤمنان ( ع ) سفارش خود را با ذكر شرايط وآدابى كه بايد در طريق طاعت وفرمانبردارى خداوند رعايت شود تأكيد مىكند :
1 - طاعت وبندگى خداوند را شعار خود قرار دهيد ، شعار به معناى جامه زيرين ، ودر اين جا كناية از اين است كه هميشه ملازم طاعت خداوند بوده ومانند جامه زير كه با بدن ملازمت وپيوستگى دارد همواره فرمانبردار أوامر أو باشيد ، ولحظهاى سر از فرمانش برنتابيد ، قيد دون دثاركم اشاره به اين است كه طاعت خدا
هامش
( 3 ) سوره جمعه آية ( 7 ) يعنى : اگر گمان كردهايد شما دوستان خداييد نه مردم ديگر پس آرزوى مرگ كنيد اگر راستگو هستيد .
( 4 ) سوره بقره ( 2 ) آية ( 94 ) يعنى : بگو ( اى پيامبر ) اگر سراى آخرت در نزد خدا به شما اختصاص يافته نه مردم ديگر ، پس آرزوى ، مرگ كنيد اگر راست مىگوييد .