تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 777

مساهمون:

ص٧٧٧
تاز در آوردند ، تا آن گاه كه خداوند أو را يارى وبرترى داد ، ودين خود را نيرومند وآشكار فرمود . ( 47125 - 47093 ) پس از اين أمير مؤمنان ( ع ) به تقوا وپرهيزگارى سفارش مىكند ، وآنان را از منافقان بر حذر مىدارد ، وويژگيهاى اين گروه را بر مىشمارد تا آنان را بشناسند واز آنها دورى گزينند ونفرت پيدا كنند ، زيرا اينها هم گمراهند يعنى از راه خدا منحرف شده وهدايت نيافته‌اند وهم با القاى شبهه‌هاى باطل وسخنان نادرست ديگران را به گمراهى مىكشانند ، معناى الزّالّون المزلّون نيز همين است . تلّون آنها كناية از اين است كه منافقان به سبب مقاصد باطل واغراض فاسدى كه دارند أحوال آنها پيوسته در تغيير ، وگفتار ورفتار آنها جوراجور ودستخوش دگرگونى است وبا هر كس با چهره وزبانى جداگانه برخورد مىكنند ، تفتّن منافقان يعنى كوشش آنان براي اين كه ديگران را در فتنه وبلا اندازند نيز به همين معناست وبه گوناگونى گفتار ورفتار آنها بر حسب اغراض ومقاصدى كه دارند اشاره دارد ، ومقصود از جمله يعمدونكم بكلّ عماد بيان اين است كه منافقان قصد دارند به هر نيرنگ وفريب مؤمنان را دچار هر گونه سختى وناگوارى سازند ، ومنظور از جمله يرصدونكم بكلّ مرصاد پيگيرى وبررسى اقسام نيرنگها از طرف منافقان است تا بتوانند از طريق حيله وتزوير ، در نابودى مؤمنان اقدام وآنها را به هر سختى وبدبختى دچار سازند ، مراد از بيمارى دلهاى منافقان وپاكيزگى ظاهر آنان ، دردهاى نفساني است كه جان آنها را فرا گرفته مانند حسد وكينه ومكر وفريب ، كه در نهان بر ضدّ آنان حيله وتزوير به كار مىبرند ، ودر آشكار نسبت به آنان اظهار خوشرويى ودوستى ومحبّت وخيرخواهى مىكنند ، واين رويّه كه انسان با زبان چيزى را خوب وپسنديده بداند وخلاف آن را در دل داشته وپنهان كرده باشد قانون وضابطه نفاق است ، مقصود از واژه صفاحهم صورت ظاهر آنهاست ، ومراد از پاكيزگى صورتهايشان سلامت ظاهر آنها از بيماريهايى است كه دلهاى آنها را فرا گرفته است .