است ، ويا اين كه دست أو را از وصول به اسبابى كه وى را به معصيت مىكشاند وبه گناه وأدار وآماده مىكند كوتاه مىسازد كه البتّه همه اينها از عنايات اوست .
پس از اين از خداوند دو چيز را درخواست مىكند ، نخست اين نعمت را كه به تقديم شكر آن پرداخته است كامل گرداند ، چنان كه خود فرموده است :
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ »
ديگر توفيق تمسّك به ريسمان محكم الهى يعنى دين قويم اوست كه هر كس به آن چنگ زند أو را از در افتادن در پرتگاه نابودى وژرفناى دوزخ نگه مىدارد .
سپس به رسالت آسمانى پيامبر أكرم ( ص ) گواهى مىدهد ، وبه شرح أحوال آن حضرت در اداى اين رسالت مىپردازد ، واژه غمرة را براي سختيهاى بسيار وناگواريهاى زياد كه از هر سو در آغاز بعثت به آن بزرگوار رو آورده بود استعاره فرموده است ، زيرا اين حوادث انبوه به آبى كه بر رويهم انباشته ومتراكم شود شباهت داشته است ، واژه خوض ( فرو رفتن ) ترشيح اين استعاره واشاره به همين رنجهاى بسيار ومصيبتهاى اندوهبارى است كه پيامبر أكرم ( ص ) در آغاز دعوت خود از مشركان تحمّل فرموده است جمله تجرّع فيه كلّ غصّة كناية از غمها واندوههايى است كه بر اثر اين رخدادهاى ناگوار پياپى بر خود هموار مىساخته است ، منظور از تلّون ادنين اين است كه دلهاى خويشان پيامبر ( ص ) در اين هنگام از أو برگشته وهر كدام به گونهاى بر ضدّ أو دگرگون شده بود ، ومقصود از جمله تألّب الأقصون گردهمايى غير أقارب وبيگانگان بر ضدّ أو وهمدستى آنها با طوايف مختلف عرب از دورترين نقاط عربستان براي جنگ با اوست .
( 47082 - 47072 )
فرموده است : وخلعت إليه العرب . . . تا رواحلها .
دو جمله مذكور دو مثل رايج است كه امام ( ع ) براي بيان شدّت شتاب اعراب در جنگ با پيامبر ( ص ) بدانها تمثّل جسته است ، براي اين كه أسب در هنگامى كه لجامش رها شود از هر موقع ديگر تيز پاتر وزماني كه بر شكم شتر سواري بكوبند از هر زمان ديگر تندروتر است ، به علاوة اين مثلها اشاره دارد به