مىگويد آنها ديوانه شدهاند ، اشاره به حالتي است كه در برخى از أوقات به أهل معرفت دست مىدهد واين هنگامى است كه روح آنها به فرشتگان عالم بالا پيوسته ، واز تدبير أمور بدن وضبط حركات آن بازمانده وشروع به گفتن سخنانى مىكنند كه خلاف متعارف بوده واز نظر ظاهر بينان أهل شرع ، زشت شمرده شده وبه گويندگان آن سخنان نسبت نابخردى وديوانگى وگاهى كفر وارتداد دادهاند ، چنان كه در باره حسين بن منصور حلّاج نقل شده است « 5 » .
( 46606 - 46602 )
فرموده است : ولقد خالطهم أمر عظيم .
يعنى پرهيزگاران را امرى بزرگ به خود مشغول داشته است ، ومراد اين است كه تمامى دل ونهان آنها متوجّه تماشاى شكوه وجلال پروردگار ومطالعه أنوار فرشتگان عالم بالاست .
( 46615 - 46607 )
22 - فرموده است : لا يرضون من أعمالهم القليل . . . تا الكثير .
پرهيزگاران به سعى اندك خشنود نمىشوند ، واعمال بسيار خود را زياد نمىشمرند ، زيرا به نتايج والايى كه بر اعمال آنها مترتّب است آگاهند .
( 46658 - 46616 )
فرموده است : فهم لأنفسهم متّهمون . . . تا ما لا يعلمون .
اين كه پرهيزگاران نفس خويش را به قصور متّهم مىكنند ، واز اعمال خود بيمناكند به سبب شكّ وبدبينى است كه نسبت به توهّمات وتلقينهاى نفس خويش دارند ، زيرا نفس اين توهّم را در آنها پديد مىآورد كه عبادتهاى آنها نيكو ومقبول است ، وبر وجه مطلوب كه موجب تقرّب به درگاه الهى است انجام شده است ، واين توهّم باعث خودپسندى ومغرور شدن به عبادت ، وكوتاهى در افزايش
هامش
( 5 ) اگر مقصود شارح شطحيّات صوفيان است ، به راستى اگر اينها را در حال سلامت گفتهاند بايد آنها را كفريّات ناميد واگر در غير اين حالت بوده هذيان است تعالى اللّه عمّا يصفون ، امّا در مورد حسين ابن منصور حلاج همه أكابر علماى شيعه أو را كافر وكذّاب شمردهاند وكافى است كه توقيع امام زمان ( ع ) بر لعن وبراءت از أو صادر شده است . رجوع شود به كتاب غيبت شيخ طوسي واحتجاج شيخ طبرسى وغير اينها ( مترجم )