تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 753

مساهمون:

ص٧٥٣
شريفترين وبالاترين وسيله تقرّب به خداوند مىباشد از اين رو امام ( ع ) اين امر را در صدر خطبه خود قرار داده وخداوند متعال را از اين سود وزيان تنزيه فرموده است ، وما دلائل اين امر را بارها در اين كتاب آورده‌ايم . ( 46386 - 46374 )

فرموده است : فقسم بينهم . . . تا مواضعهم .

اين جملات در توضيح وتأكيد بىنيازى خداوند از بندگان است ، براي اين كه حق تعالى مبدأ آفرينش ، وروزى بخش آفريدگان است ، واوست كه آنان را به دنيا كشانيده ودر مراتب ودرجاتى كه دارند قرار داده ، يكى را توانگر وديگرى را تهيدست ، ويكى را شريف وبزرگوار وديگرى را پست وخوار گردانيده ، لا جرم أو غنىّ مطلق وبىنياز از بندگان است ، واين سخن اشاره به گفتار حق تعالى است كه فرموده است :
« نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَرَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ
« 3 » » . پس از اين أمير مؤمنان ( ع ) به شرح غرض خود در اين خطبه كه بيان أحوال پرهيزگاران است پرداخته وآنان را بطور مجمل وفشرده توصيف ، وفرموده است : فالمتّقون فيها هم أهل الفضائل يعنى : پرهيزگاران كساني هستند كه همه فضيلتهايى را كه مايه اصلاح وتهذيب نيروى علم وعمل است در خويشتن گرد آورده‌اند ، سپس به ترتيب وتفصيل اين فضيلتها مىپردازد : ( 46388 - 46387 )

1 - منطقهم الصّواب :

درستى گفتار فضيلتى است كه ناشى از رعايت عدالت در زبان است ، وعبارت از اين است كه : انسان در جايى كه بايد سخن بگويد ، سكوت نكند كه در صورت خاموشى كوتاهى كرده ، ودر آن جا كه بايد خاموشى گزيند سخن نگويد كه در صورت خلاف ، زيادة روى كرده است بلكه هر سخن را در جاى خود بگويد ، وهر نكته را در آن جا كه سزاوار است بازگو كند ، واين عدالت در زبان ، اخصّ از راستگويى وصدق گفتار است ، زيرا ممكن است انسان
هامش
( 3 ) سوره زخرف ( 43 ) ، آية ( 32 ) يعنى : ما روزى آنان را در زندگى دنيا ميان آنان قسمت كرده‌ايم وبرخى را بر برخى ديگر برترى داده‌ايم .