تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
بود ، درنگ امام ( ع ) در دادن پاسخ به أو براي اين بود كه استعداد وآمادگى أو را براي پذيرش موعظه ، وتأثير عميق آن را در وجود أو مىدانست وبيم داشت كه با شنيدن پاسخ ، از خوف خدا هوش از سرش برود وجان از قالب تهى كند ، از اين رو أو را به رعايت تقوا دستور داد ، ومنظور از اين ترس از خدا در باره حفظ جانش بود كه مبادا بر اثر اين پرسش ، حادثه ناگوارى براي أو رخ دهد ، معناى وأحسن كه در دنباله جمله اتّق اللّه آمده اين است كه بر جان خويش نكويى كند ، وآن را به كارى كه بيش از توان اوست وأدار نسازد ، از اين رو هنگامى كه همّام بىهوش به زمين افتاد ومرد ، أمير مؤمنان ( ع ) فرمود : بدانيد به خدا سوگند من در باره أو از اين حيث بيمناك بودم ، وامام ( ع ) هنگامى پاسخ أو را داد كه به گفتار آن حضرت بسنده نكرد وجز جواب پرسش خود را نمىخواست وعزم عليه يعنى در خواهش خود اصرار ورزيد وآن بزرگوار را سوگند داد . اگر گفته شود : چگونه امام ( ع ) با اين كه ظنّ غالب به هلاكت أو دارد به وى پاسخ مىدهد ؟ در صورتي كه أو مانند پزشك است كه به هر يك از بيماران بر حسب استعداد وتوان طبيعت أو دارو تجويز مىكند . پاسخ اين است : چيزى را كه آن حضرت در باره همّام گمان داشت اين بود كه بر اثر شوق بسيار هوش از سر بدهد امّا اين كه اين امر به مرگ أو منجرّ گردد در گمان آن حضرت نبود . اين كه أمير مؤمنان ( ع ) نخست بيان داشته كه خداوند از طاعت مخلوق بىنياز واز نافرمانى ومعصيت آنان أيمن است براي اين است كه ممكن است برخى از نادانان گمان كنند كه در تقوا وطاعت بندگان سودى ، وبر اثر گناه گنهكاران زيانى متوجّه حقّ تعالى مىگردد ، زيرا همگى يا بيشتر دستورهاى خداوند به موضوع تقوا وطاعت أو برگشت دارد وهمين پرهيزگارى است كه