تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
ظلّ ( سايه ) را براي عرش استعاره فرموده است ، كه در معناى اوّل مراد فلك نهم است ، زيرا حركت أفلاك از جمله اسبابى است كه نفوس بشرى وفلكى را براي وصول به معارف الهى كه مايه آسودگى از آتش ناداني است آماده مىكند همچنان كه سايه ، سبب آسايش ورهايى از گرمى آفتاب مىباشد ، ودر معناى دوّم منظور عقل اوّل است ، براي اين كه معارف الهى كه به واسطه اين فرشته مقدّس بر ضماير كساني كه آمادگى وشايستگى آن را دارند افاضه مىشود موجب حصول بزرگترين آسايش وآرامش است ، وسايه نيز چنين است ، ودر معناى سوّم مقصود اين است كه سلطنت وعظمت حقّ تعالى بر هر قدرت وبزرگى غلبه وبرترى مطلق دارد وچون بزرگوارى أو مبدأ آسايش نفوسى است كه آنها را به كمالات عقلي آراسته است ، لذا عرش سايه قدرت وعظمت پروردگار است كه به آن پناه برده مىشود ، واطلاق واژه سايه بر نعمت وقدرت در عرف روشن است ، مثلا گفته مىشود : من در سايه فلان ، ويا در سايه شاه ودادگرى أو هستم ، يعنى از نعمت وعنايت أو برخوردارم « 16 » . ( 39903 - 39901 )

فرموده است : ونورها بهجته .

بهجت يا شكوه وجلال حقّ تعالى به جمال وكمال أو كه بر سرتاسر عوالم وجود وبواطن نفوس تابان است برگشت دارد وبديهي است بهشت به أنوار أو روشن است ، انوارى كه چشم بينندگان را خيره مىسازد ، وفرشتگان مقرّب را در بهجت وسرور فرو مىبرد . ( 39914 - 39904 )

فرموده است : وزوّارها ملائكته ورفقاؤها رسله .

در اين عبارت نيز نكته ظريفى است ، وآن اين كه چون نفوس بشرى ذاتا متّحد مىباشند ، مراتب آنها در احراز كمالات ونيل به درجات نيز نزديك به
هامش
( 16 ) مؤلّف كتاب روضات الجنّات در شرح حال ابن ميثم نوشته است : بنا به اشاره بعضي از محقّقان شرح أو بر نهج البلاغة به مشرب حكما وعرفا تهيه شده است . رجوع شود به جلد هفتم كتاب مزبور صفحه 217 ( مترجم )
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 736 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم