گمراهى در افتاده است ، چنان كه در قرآن فرموده است :
« يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ » *
امّا شفير جهنّم لبه وآغاز آن است ، ودر مورد منافق زماني است كه براي فرو رفتن در شهوات آماده مىشود ، وبهرهگيرى از خوشيها ولذّات دنيا را كه سبب كشانيده شدن أو به وادى گمراهى وتباهى است آغاز مىكند ، ومنظور از اين كه هفتاد پاييز گذشته تا به قعر جهنّم رسيده است مدّت عمر اين منافق است كه همه آن را صرف بهرهبردارى از لذّات وشهوات كرده است ، ومراد از رسيدن أو به ته جهنم ، رسيدن مرگ وى وروبرو شدن أو با سختترين عذابها به سبب دستاورد بد وصفات زشتى كه از دنيا به همراه آورده است وما بارها در اين كتاب بدان اشاره كردهايم .
سپس آن بزرگوار شنوندگان را از تلوّن ورنگارنگ بودن در دين خدا بر حذر مىدارد واين سخن كناية از نفاق آنها نسبت به يكديگر است ، زيرا اين صفت موجب تفرقه وپراكندگى اجتماع است از اين رو فرموده است : اجتماع بر حقّى كه شما آن را دوست نمىداريد بهتر است از جدايى بر باطلى كه شما آن را دوست مىداريد ، يعنى اجتماع بر حقّى مانند جنگ كه مكروه شماست بهتر از پراكندگى بر باطل است كه محبوب شماست مانند سرگرم شدن به خوشيها ولذّات دنيا ، وبراي تكميل وتأكيد منع از پراكندگى وتفرقه فرموده است : خداوند هرگز در سايه پراكندگى وجدايى خيرى به كسى عطا نكرده است ، نه از ميان گذشتگان ونه از كساني كه باقي هستند ، وچون خير وخوبى در گردهمايى والفت ومحبّت است تا اين كه جامعه يك پارچه وهمچون تن واحدى شود ، ونظام جهان كامل گردد ، لذا آثاري كه بر جدايى وپراكندگى مترتّب است درست عكس اينهاست ، همچنين از پيامبر گرامى ( ص ) نقل شده است كه : هر كس از جماعت به اندازه يك وجب دورى گزيند طوق اسلام را از گردن خويش برداشته است ، وما پيش از اين در باره فضيلت اتّحاد واجتماع سخن گفتهايم .
پس از اين امام ( ع ) براي بار ديگر نهى مىكند از اين كه مردم در پشت سر