( 37836 - 37798 )
فرموده است : مع أنّه قد ذهب المتذكّرون .
يعنى : اگر چه كساني كه در مقاصد قرآن مىانديشيدند رفتهاند ، وآنانى باقي ماندهاند كه قرآن را به دست فراموشى سپرده ، ويا به عمد خود را به فراموشى زده واز نداى الهى سر برتافته خود را سرگرم دنيا ساختهاند ، بديهي است اين گفتار براي شنوندگان مايه توبيخ وسرزنش است .
پس از اين امام ( ع ) دستور مىدهد به كسى كه عمل نيكى انجام مىدهد در اين كار به أو كمك كنند ، بديهي است كمك أنواع بسيارى دارد ، همچنين هنگامى كه با عمل بدى روبرو مىشوند آن را زشت شمارند ، واز آن روى گردانند . آن بزرگوار براي اثبات وجوب اوامرش به حديث نبوي ( ص ) استشهاد مىكند ، اين حديث شريف گوياى اين است كه اقدام بر كار نيك وخوددارى از انجام دادن كار بد واجب است ودر اين صورت است كه انسان ، نيكوكردار وميانه رفتار خواهد بود . صفت جواد وقاصد هر دو استعارهاند وجه مناسبت اين است : كسى كه كار نيك انجام مىدهد واز اقدام به كار بد خوددارى مىكند ، در صراط مستقيم قرار دارد ورو به خدا گام برمىدارد وكژى وانحرافى در كار وروش أو نيست ومانند أسب رهوارى كه در جادّه مستقيم به حركت در آمده است در سلوك إلى اللّه وطىّ مدارج راه حقّ از هر كس ديگر رهروتر وتيزپاتر خواهد بود .
( 37846 - 37839 ) سپس آن حضرت ظلم را بر سه گونه تقسيم مىكند :
1 - ستمى كه هرگز آمرزيده نمىشود ، واين ظلمي است كه آدمي با شرك ورزيدن به خدا به خويشتن روا مىدارد ، اين كه خداوند هرگز از اين ظلم در نمىگذرد ، هم به دليل نصّ است وهم به برهان عقل ، امّا نصّ ، قول خداوند متعال است كه
« إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ » *
« 12 » ودليل عقل اين است كه آمرزش يا
هامش
( 12 ) سوره نساء ( 4 ) آية ( 48 ) يعنى : خداوند شرك به أو را ( هرگز ) نمىبخشد .