تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥
عبارت از محو آثار گناه از لوح نفوس است ، ويا چيزى است كه مستلزم اين معنا وشامل حفظ الهى از دچار شدن آدمي به آتش دوزخ است ، ليكن حالات بدني متمركز در نفوس مشركان كه آنها را از خداوند دور كرده ومانع آنها از شناخت خداوند گرديده است حالاتى است كه در نفوس آنها راسخ گشته وملكه آنها شده وزدودن واز ميان بردن آنها با ملاحظه اين كه گوش شنوا براي شنيدن معارف ديني ندارند ممكن نيست ، از اين رو بايد در دوزخ به سر برند وبه غلّ وزنجير حالات خود كشيده شوند ، در اين صورت آمرزش خداوند شامل آنها نمىشود ، زيرا نمىتوانند از حالاتى كه ملكه آنها شده ودر ژرفاى وجود آنها ريشه دوانيده رهايى يابند ودر حوزه جاذبه معارف الهى نيز در نمىآيند تا در پناه عصمت معرفت قرار گيرند . ( 37850 - 37847 ) 2 - ظلمي است كه ترك نمىگردد يعنى ناديده گرفته نمىشود وناگزير بايد به جا آورنده آن مورد عقوبت وكيفر قرار گيرد ، واين ستمى است كه مردم در باره يكديگر روا مىدارند ، حديث آن حضرت كه فرموده است : « روزى كه انتقام گوسفند بىشاخ از شاخدار گرفته مىشود » اشاره به همين نوع ستم است ، اين نوع ستمكاران اگر به معارف ديني رو آورند وبه آنچه مايه رستگارى است چنگ زنند پس از گذشت زماني ، از عذاب رهايى مىيابند ، ليكن دوران عذاب آنها بر حسب شدّت وضعف صفات زشتى كه در آنها رسوخ يافته ودرجه ظلمي كه مرتكب شده‌اند متفاوت است ، حديث پيامبر أكرم ( ص ) كه فرموده است : « از آتش بيرون آورده مىشوند پس از آن كه سوخته وزغال شده باشند « 13 » » اشاره به همين دسته است . ( 37972 - 37851 ) 3 - ستمى است كه بخشيده واز آن صرف نظر مىشود ، واين ظلمي است كه بنده با ارتكاب گناهان ولغزشهاى كوچك به خود روا مىدارد ، واين
هامش
( 13 ) يخرجون من النّار بعد ما يصيرون حمما وفحما .