أنواع داروها وچاره جوييها درمان مىكنند تا بر سلامت خود باقي بماند ويا از بيمارى رهايى وصحّت خود را بازيابد همين گونه پيامبران وجانشينان آنان كه پزشكان نفوسند بر انگيخته شدهاند تا بيماريهاى روح مانند ناداني وخويهاى زشت اخلاقى را با آداب ومواعظ ومنع ، وزدن وكشتن معالجه كنند ، وهمان طور كه پزشك گاهى مىگويد : اين دارو براي فلان بيمارى سودمند است مقصود أو سودمند بودن آن براي همه مزاجها نيست بلكه مراد مفيد بودن آن در برخى طبايع است ، پيامبران وپيشوايان دين ( ع ) نيز هنگامى كه بطور اطلاق مىگويند فلان چيز ، مثلا عزلت وگوشهنشينى مفيد است منظور آنها اين نيست كه اين روش براي همه انسانها سودمند است ، وهمان گونه كه پزشك در برخى أوقات دارويى را به يكى از بيماران سفارش مىكند وبهبود أو را در آن تشخيص مىدهد كه براي بيمار ديگر آن دارو را زهر كشنده مىداند وبراي درمان أو از داروى ديگر استفاده مىكند .
پيامبران ( ع ) نيز گاهى برخى از كارها را درمان بعضي از نفوس مىدانند ، وبه سفارش آن بسنده مىكنند ، وزماني پارهاى از أمور مانند گوشهگيرى را درمان بعضي از نفوس مىشناسند وبرخى از مردم را به آن تشويق مىكنند ، در حالي كه همين معالجه را نسبت به گروهى ديگر زيانبار دانسته ، به ضدّ آن دستور مىدهند مانند سفارشهايى كه در باره لزوم معاشرت وآميزش شده است وآنچه به نظر مىرسد اين است كه آنان گوشهگيرى را بيشتر براي كساني جايز مىشمارند كه قواى نظري وعملي آنها به مرتبهاى از كمال رسيده كه آنان را از معاشرت با بسيارى از مردم بىنياز ساخته است ، زيرا علوم واخلاق وبيشتر كمالات انساني تنها از راه آميزش با ديگران به دست مىآيد ، بويژه اگر كسى كه مكلّف به گوشهگيرى واختيار عزلت است عايلهاى نداشته باشد تا براي زندگى آنان ناگزير باشد به كسب وكار بپردازد ، امّا معاشرت وگردهمايى را بيشتر از اين نظر سفارش كردهاند كه از طريق محبّت ، ميان مردم الفت واتّحاد برقرار شود ، واتّحاد نيز دو فايده كلّى وعمده دارد ، اوّل حفظ أساس دين وتقويت آن به وسيله جهاد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 670
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٦٧٠