تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
گناهان به آن درجه نيست كه آثار زشت آنها براي هميشه در نفس باقي بماند وملكه آن شود بلكه عوارض ناشى از اين لغزشها بزودى از نفس زايل وزدوده مىگردد ، خداوند متعال در اين باره فرموده است :
« وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ
« 14 » » يعنى در حالي كه آنها ستمكارند خداوند از ستم آنان در مىگذرد وآنان را مىآمرزد . پس از اين امام ( ع ) با ذكر اين كه كيفر ستم در آخرت بسيار سخت است مردم را از آن پرهيز مىدهد ، ودرست فرموده است كه عقوبت آن جا مانند قصاص دنيا از قبيل زخم كارد وضربه تازيانه نيست ، بلكه سوختن در آتش دنيا كه طبق مشهور سخت‌ترين عقوبت است در برابر عذاب آخرت اندك وناچيز است ، روايت شده است پيامبر خدا ( ص ) در ميان يارانش نشسته بود كه صداى افتادن چيزى را شنيد ، فرمود : « اين صداى سنگى است كه خداوند متعال از كنار جهنّم به درون آن فرستاده وهفتاد پاييز است پايين مىرود وهم اكنون به قعر آن رسيده است » بديهي است اين يكى از أوصاف محسوس جهنّم است . بايد دانست كه اين روايت دنباله‌اى دارد كه معناى آن را روشن مىكند ، وآن اين است كه راوي گفته است : پس از اين ، بانگ وفريادى را شنيديم ، گفتيم اين چيست ؟ گفتند فلان منافق مرده است ودر اين روز عمر أو هفتاد سال بود ، يكى از نكته گويان گفته است : مراد از جهنم در اين حديث همين دنيا وخوشيهاى آن است ، وسنگ براي آن شخص منافق استعاره شده بدين مناسبت كه أو در مدّت زندگى از وجود خويش سودى نبرده وخيرى براي آخرت خود به دست نياورده واز اين نظر به سنگ شباهت داشته است ، مقصود از فرو فرستادن أو از جانب خدا ، افاضه نعمتهاى دنيوي به اوست كه أسباب كاميابيها را در دنيا براي وى فرآهم ساخته ، ودر كامرانيها وشهوتهاى خود فرو رفته وسرگردان به وادى
هامش
( 14 ) سوره رعد ( 13 ) آية ( 6 ) يعنى : وهمانا پروردگار تو نسبت به مردم با همه ستمكارى آنها داراى بخشش است .